شهر ها زمين هاي وسيع و گسترده اي را به خود اختصاص مي دهند. اين زمين ها از تركيب واحد هاي مختلف توپوگرافي و مورفولوژيك تشكيل مي يابند. هر اندازه كه شهر ها توسعه يابند و گسترش پيدا كنند، برخورد آنها با واحد هاي گوناگون توپوگرافي و ژئومورفولوژي و موضوعات مربوط به آنها زيادتر مي شود.واحد هاي ژئومورفولوژي هميشه با پويايي و ديناميسم محيط طبيعي در ارتباط است، هر گونه اقدام در راستاي توسعه و عمران شهر ها به نحوي با پويايي و ديناميسم مذكور ، و در نتيجه با پديده هاي مورفولوژيك تلاقي مي كند. در اين برخورد اگر برخي اصول و نكات ضروري رعايت نشود، تعادل مورفوديناميك محيط ، به هم مي خورد و خطرات بزرگي غالب تجهيزات و امكانات شهري را مورد تهديد قرار مي دهد.گاهي شدت مورفوژنز چنان زياد مي شود كه نتايج جبران ناپذيري به بار مي آورد.شهر هاي فراواني گاه و بيگاه از به راه افتادن سيل خسارات فراواني

مي بينند و يا لا اقل با مشكلات بسياري رو به رو مي شوند.برخي شهروندان از ريزش كوه مي نالند، جريان سولي فلوكسيون برخي ديگر را زير خروار ها آوار مي برد. زمين لرزه ها و تكان هاي زمين نيز موجب ويراني شهر ها و قصبه ها مي گردند. اگر بخشي از اين ويرانيها مستقيما به امواج زلزله مربوط باشند ، بخش مهم ديگر به طور غير مستقيم در اثر دخالت پديده هاي ژئومورفولوژي، كه برخي از آنها خود از تكانهاي زمين ناشي مي شود حاصل مي آيد.

بديهي است كه در گزينش محل شهر ها ، تجربه پيشينيان تاثير بسزايي داشته است. اما سابق بر اين زندگي ساده شهروندان موجب مي شد كه اهميت موضوع ، چندان مورد توجه قرار نگيرد. به طوري كه اگر منطقه اي زير طغيانهاي بسيار شديد رودخانه ها يا سقوط مرتب و خطرناك سنگ ها و يا ريزش بهمن هاي انبوه قرار نمي گرفت و يا عجالتا زمين هاي آن لغزش نمي كرد ، براي گسترش مساكن و ايجاد ساختمان ها ، مناسب تشخيص داده مي شد.گاهي نيز مسائل ايمني و موقعيت پناهگاهي ناحيه اي ، برخي از خطرات مانند ريزش كوه ها را تحت الشعاع خود قرار مي داد( نمونه: ماكو در شمال غرب ايران). بعضي از ژئومورفولوگ هاي فرانسوي نشان داده اند كه تعدادي از شهر هاي اين كشور از جمله استرسبورگ تا قرن گذشته با خطر طغيان رودخانه هايي نظير رن مواجه بوده است. وجود نهشته هاي آبرفتي به ضخامت بيش از 6 متر كه روي آنها آثاري از بنا هاي رومن ها به يادگار مانده است، حاكي از آن است كه به طور دوره اي طغيانهاي رودخانه اي اين شهر را فرا مي گرفته است.بسياري از شهر هاي بزرگ و كوچك و قصبه ها كه در پهنه مخروط افكنه ها گسترده شده اند، از خطر سيل در امان نيستند.

اهميت موضوع آشكار مي شود كه خسارات وارده خارج از تحمل انسانها باشد. اگر در گذشته سيل بنايي را ويران مي كرد و اثاث زندگي انسانها را با خود مي برد و يا دچار خسارات متنوعي مي كرد ، ابعاد آن چندان گسترده نبود . ترميم خرابي ها و جبران ويرانگري ها ، البته به دليل سادگي بنا و اثاث آن كار بسيار مشكلي به نظر نمي رسيد. در صورتي كه امروز ، تجهيزات عمراني به طور پيچيده اي توسعه يافته اند و بنا ها ابعاد گسترده تر و مجهز تري به خود گرفته اند، مساحت شهر ها تا چندين برابر افزايش پيدا كرده است. كارخانه هاي صنعتي بزرگ و كوچك ، به عنوان پديده اي ضروري، در كنار شهر ها تاسيس شده است . اينها به فضاي گسترده تري نياز دارند. امروز در مكان يابي و استقرار كارخانه هاي ياد شده ، تنها عامل اقتصادي و تكنيكي مورد توجه و تاكيد قرار مي گيرد و در برابر ارزاني قيمت زمين ، اهميت نيروهاي طبيعي ناديده گرفته مي شود. در نتيجه بنا هاي مسكوني و تاسيسات كارخانه ها در مناطق گوناگون به طور دلخواه و تقريبا بدون توجه جدي به ديناميك محيط ايجاد مي گردد. بنابراين موقعي كه پديده هاي گوناگون طبيعت ، با نيروي عظيم خود، اينگونه محل ها را مورد تهديد قرار بدهند، تخريب و ويراني آن حتمي خواهد بود.

لذااهميت و ضرورت شناخت ويژگي هاي محيط طبيعي جهت تميز و تشخيص نقاط مناسب براي ايجاد بنا ها و ساختمان ها ، از مناطق نا مساعد ، معلوم مي شود .براي شناخت بخش اعظمي از ويژگي هاي محيط طبيعي به مطالعه ژئومورفولوژي نيازمنديم و در سايه كسب اينگونه آگاهي است كه مي توان قدمهاي موثري در انتخاب مناسب ترين مكان براي ايجاد و گسترش شهر ها و ايجاد كارخانه هاي عظيم برداشت و نسبت به جلوگيري از خطرات پديده هاي طبيعي ياد شده و يا مقابله با آنها اقدامي جدي به عمل آورد.

در اينجا به ياد آوري 4 فاكتور مورفولوژيكي موثر در فضاي برنامه ريزي شهري مي پردازيم:

 

الف-استقرار انواع سازه ها در شهر

به طور كلي اگر سازه هاي شهري را به 4 دسته ي برج ها و مساكن بيش از 5 طبقه ، منازل مسكوني تا ارتفاع سه طبقه ، خانه هاي ويلايي و فرهنگ سرا ها

و در نهايت فضاي سبز تقسيم كنيم نحوه ي استقرار در شهر مي بايد به شكل زير باشد:

1-برج ها و ساختمان هاي بلند در قديمي ترين زمين ها (از نظر سن، مربوط به دوره هاي زمين شناسي)

2-منازل مسكوني تا ارتفاع سه طبقه در زمين هاي قديمي

3-خانه هاي ويلايي و فرهنگ سرا ها در زمين هاي جديد

4- فضاي سبز در جديد ترين زمين ها

به طور كلي سازه هاي غير استراتژيك در شهر ها مي بايد در زمين هاي جديد تر و سازه هاي با اهميت تر و استرتژيك در زمين هاي قديمي تر استقرار يابند چرا كه پايداري در زمين هاي قديمي به مراتب بيشتر از زمين هاي جديد است و زمين هاي قديمي تر داراي ثبات و امنيت بيشتري هستند.

ب-تنوع ژئومورفيك

چنانچه اشكال مورفولوژيك سطح زمين و تعداد آنها را در يك رابطه ساده قرار دهيم مي توانيم تنوع ژئومورفيك يك منطقه را تعيين كنيم.

(...+V=log2(Σni/N1+N2

در اين رابطه در صورت كسر مجموع گروه شكل ها قرار دارد و در مخرج كسر تعداد يا فراواني هر يك از اشكال.به طور كلي مناطقي كه داراي تنوع ژئومورفيك كمتري هستند يعني عدد مربوط به جواب اين رابطه در آنها كوچكتر است براي برنامه ريزي مناسب تر هستند به عبارت ديگر هر چه تنوع ژئومورفيك يك منطقه كمتر باشد برنامه ريزي براي آن راحت تر و مقرون به صرفه تر است.

ج- زلزله

از نظر مورفوليژيكي دو منطقه در محدوده يك شهر در زمينه زلزله داراي اهميت است

1-گپ لرزه اي: گپ لرزه اي به مناطقي گفته مي شود كه روي خط زلزله است ولي هنوز زلزله را تجربه نكرده است. در يك چنين مكان هايي بايد منتظر زلزله هاي شديد بود.

2- تكتونيك ناتمام : به مناطقي گفته مي شود كه در آنها حركت تكتونيكي شروع شده اما هنوز تمام نشده است. يعني اينكه با يك حركت شديد تر تمام خواهد شد.

بطور كلي شهر ها بايد از اين دو منطقه دور باشند.

از نشانه هاي مورفولوژيكي زلزله مي توان به موارد زير اشاره نمود:

1-مخروط افكنه 2-تراس ها 3-صخره هاي مرجاني بيرون از آب 4-تغيير خط ساحل 5-جابجايي پيچ رود ها 6-تغيير شكل رودخانه ها 7-ساختمان شكسته در غار

8-سطوح برجسته كه روي انها صاف است 9-تغيير عمق دريا

گاهي اوقات انسانها و فعاليت هاي آنها نيز مي تواند موجب بروز زمين لرزه شود

از آن جمله مي توان به 1-احداث سد هاي بلند در مناطقي كه در آستانه تنش هستند 2- حفر معادن و تغيير استحكام سنگ ها 3-تزريق مايعات و افزايش فشار سنگ ها

براي مديريت زلزله در شهر ها 2 اقدام مهم مي بايد صورت گيرد

1-منطقه بندي كاربري زمين

2-تدوين آئين نامه ساختمان سازي

بطور كلي ساختمان ها نبايد در عرض گسل بنا شوند و نيز زمين هايي كه براي ساختن ساختمان ها در نظر گرفته مي شود نمي بايست از سنگ هاي داراي مقاومت متفاوت تشكيل شده باشد چرا كه واكنش اين زمين ها در برابر امواج زلزله متفاوت خواهد بود و خسارات فراواني را موجب خواهد شد.

د-ناپايداري دامنه ها

به منظور مطالعه ناپايداري دامنه ها مي بايد 4 اقدام زير توسط ژئومورفولوگ صورت پذيرد:

1-سقوط مواد در گذشته و حال با هم مقايسه گردد.

2-شرايط زمين شناختي، شيب و خصوصيات دامنه كه سقوط را امكانپذير مي سازد بررسي شود.

3-علت هاي بنيادي ناتواني دامنه مورد بررسي قرار گيرد.

4-به منظور پيشبيني ناپايداري ها ،علت هاي احتمالي ناتواني دامنه نيز مورد مطالعه قرار گيرد.

آگاهي از فعال بودن و غير فعال بودن زمين لغزه براي مديريت شهري امري جدي و حياتي است. در ذيل به برخي شواهد فعال بودن و غير فعال بودن زمين لغزه ها اشاره مي كنيم:

الف)شواهد فعال بودن:

1-پرتگاه،تراسو شكاف با لبه تند

2-شكاف ها و گودي ها بدون پر شدگي ثانوي

3-حركت مواد در جبهه پرتگاه

4-سطوح شكسته تازه بر روي قطعات

5-عدم حضور خاك روي سطح شكستگي

6-وجود پوشش گياهي سريع الرشد

7-درختان كج شده بدون رشد عمودي

ب)شواهد غير فعال بودن:

1-پرتگاه،تراس و شكاف با لبه گرد شده

2-شكاف ها و گودي ها با پر شدگي رسوبات

3-عدم حركت مواد در جبهه پرتگاه

4-هوازدگي بر روي سطوح شكسته قطعات

5-حضور خاك روي سطح شكستگي

6-وجود پوشش گياهي با رشد آرام

7-درختان كج شده با رشد عمودي

 

با برداشت از كتاب

كاربرد ژئومورفولوژي در آمايش سرزمين

 

1

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 10:54  توسط شهرساز  | 

 رشته جغرافيا
 
موضوع اين رشته تحصيلي:
جغرافيا در مقطع کارشناسي در چهار شاخه اصلي جغرافياي طبيعي، جغرافياي انساني، کارتوگرافي و جغرافيا سياسي - نظامي ارائه مي شود و هر يک از گرايشهاي جغرافياي طبيعي و انساني داراي گرايشهاي متعددي هستند. البته تفاوت هر گرايش با گرايش ديگر تنها در 8 واحد تخصصي است و به همين دليل بسياري از دانشگاهها در دفترچه راهنماي آزمون سراسري، گرايشهاي موجود در دانشگاه خود را ذکر نکرده و تنها به شاخه هاي اصلي جغرافيا که در آن دانشگاه تدريس مي شود، اشاره نموده اند.

شاخه جغرافياي طبيعي:
جغرافياي طبيعي علمي است که محيط طبيعي و تاثير عوامل و عناصر محيطي بر زندگي و فعاليت انسان را مطالعه مي کند. اين علم در مقطع کارشناسي داراي دو گرايش ژئومورفولوژي و آب و هواشناسي است.

گرايش ژئومورفولوژي:
ژئومورفولوژي بيشتر به پديده هاي سطح زمين توجه دارد يعني، ريخت يا چهره زمين را مطالعه مي کند. به همين دليل اين علم ارتباط نزديکي با زمين شناسي دارد و تحت تاثير يافته هاي علم زمين شناسي است. چرا که ريخت يا شکل ظاهري زمين، تبلور اتفاقات درون زمين مي باشد. البته زمين شناسي بيشتر به اعماق و لايه هاي دروني زمين مي پردازد اما ژئومورفولوژي فرآيندهاي بيروني يا سطحي زمين را مطالعه مي کند.
دروس تخصصي گرايش ژئومورفولوژي:
ژئومورفولوژي مناطق شهري، نقشه ها و نمودارهاي ژئومورفولوژي، هيدرولوژي کاربردي، کاربرد ژئومورفولوژي در برنامه ريزي شهري و منطقه اي، تفسير نقشه (توپوگرافي و زمين شناسي)، پايان نامه.

گرايش آب و هواشناسي( اقليم):
رشته آب و هواشناسي فرآيندهاي حاکم در داخل جو از جمله انرژي و توزيع آن در سطح سياره زمين، حرکات جو و قانونمندي هاي حاکم بر اين حرکات و تاثير اين فعاليت ها بر روي زيست و فعاليت انسان ها، جانداران و محيط بي جان سياره زمين را مطالعه مي کند.
اين گرايش بيشتر مسائل آب و هوا و تاثير عناصر و عوالم اقليمي در فعاليت انسان و مسائل بهره برداري از زمين مثل کشاورزي مطرح مي شود.

درس هاي اين رشته در طول تحصيل:
دروس مشترک بين شاخه هاي جغرافيا:
جغرافياي آبها، جغرافياي خاکها، جغرافياي زيستي، آب و هواي ايران، ژئومورفولوژي ايران، منابع و مسائل آب ايران، اصول و روشهاي برنامه ريزي ناحيه اي، مباني جغرافياي جمعيت، مباني جغرافياي روستايي، مباني جغرافياي اقتصادي: کشاورزي، مباني جغرافياي اقتصادي: صنعت، حمل و نقل و انرژي، جغرافياي سياسي، مباني جغرافياي شهري، جغرافياي کوچ نشيني، پژوهش ميداني در جغرافيا ( روش تحقيق عملي)، زمين در فضا، رياضيات، آمار و احتمالات1، منابع و مآخذ جغرافياي ايران، فلسفه جغرافيا و جغرافياي کاربردي، تاريخ علم جغرافيا، کارتوگرافي(نقشه کشي)، نقشه برداري( نظري و عملي)، نقشه خواني، روش تحقيق: نظري، اصول سنجش از دور، کاربرد عکسهاي هوايي و ماهواره اي در جغرافيا، آمار و احتمالات :2 کاربرد آمار در جغرافيا، کامپيوتر در جغرافيا، مباني علم جغرافيا، زمين شناسي براي جغرافيا، مباني اقليم شناسي، آب و هواي کره زمين، مباني ژئومورفولوژي: 1 ساختماني، مباني ژئومورفولوژي:1 ديناميک.

دروس اصلي مشترک بين گرايشهاي جغرافياي طبيعي:
جغرافياي قاره ها، جغرافياي کوارترنر، زمين شناسي ايران، مسايل جغرافيايي مناطق خشک ايران، حفاظت خاک، جنگل ومرتع
و مسايل آن در ايران، جغرافياي ناحيه اي ايران، متون جغرافياي طبيعي به زبان خارجي، جغرافياي انساني ايران(1): (جمعيت
- اقتصادي)، جغرافياي انساني ايران (2): ( شهري - روستايي)، نقشه برداري تکميلي، مباني محيط زيست، ژئومورفولوژي
اقليمي، کاربرد جغرافياي طبيعي در برنامه ريزي شهري و منطقه اي، ( با تاکيد بر ايران).  

شاخه کارتوگرافي:
کارتوگرافي هنر، علم و فن تهيه انواع نقشه براي استفاده در ساختار اقتصادي، فرهنگي، دفاع ملي، روابط بين الملل، تعليم و
تربيت، جهانگردي و موارد متنوع ديگر است. يعني يک جغرافيدان به ياري نقشه اطلاعات دقيقي درباره موقعيت ها و
پراکندگي ها به دست مي آورد.
حال با توجه به اين که ما صدها نوع نقشه داريم، مشخص است که تهيه يک نقشه نياز به مهارتي خاص دارد که اين مهارت را دانشجوي رشته کارتوگرافي به دست مي آورد.
دروس پايه و اصلي:
رياضيات، سنجش از راه دور، ژئومورفولوژي ايران، جغرافياي آبهاي ايران، منابع و مآخذ جغرافياي ايران، متون جغرافيايي به زبان خارجي، جغرافياي خاکها، جغرافياي نظامي ايران، مباني جغرافياي سياسي، فلسفه ي جغرافيا، زمين در فضا، زمين شناسي براي جغرافيا، مباني آب و هواشناسي، جغرافياي آبها، ژئومورفولوژي عمومي، جغرافياي زيستي، کاربرد آمار در جغرافيا، جغرافياي اقتصاد عمومي، جغرافياي جمعيت، جغرافياي روستايي( عمومي و ايران)، جغرافياي شهري( عمومي و ايران).
دروس تخصصي:
آمار و احتمالات، کامپيوتر، فيزيک نور، کليات جغرافياي جهان، تئوري خطاها، فتوگرامتري، تفسير عکس، هيدروگرافي، نقشه برداري، کارتوگرافي رياضي، کارتوگرافي موضوعي، عکاسي و فن چاپ، گرافيک، اردو نقشه برداري هيدروگرافي، پروژه کارتوگرافي، کارتوگرافي کامپيوتري، جغرافياي خليج فارس، ژئودزي عمومي، نجوم ژئودزي، کارتوگرافي.

شاخه جغرافياي انساني:
جغرافياي انساني به عنوان يکي از شاخه هاي مهم علوم جغرافيا در دو گرايش جغرافياي شهري و روستائي در دانشگاهها و موسسات آموزش عالي کشورمان ارائه مي شود.

گرايش جغرافياي شهري
جغرافياي شهري به مطالعه مسائل مهمي از جمله گسترش شهرها، مسائل اقتصادي و جمعيتي شهرها و همچنين بحث روز جغرافياي شهري يعني توريسم مي پردازد.
بررسي نحوه اشغال فضا، نوع تمرکز و پراکندگي مشاغل نيز در يک شهر و همچنين چگونگي جابجايي از محل کار به سکونت، ارتباط شغل و مسکن و تاثيرات متقابل و چند جانبه اي که ميان اين متغييرها برقرار است، در جغرافياي اجتماعي شهرها بررسي مي شود.
دروس تخصصي گرايش جغرافياي شهري:
اقتصاد شهري، شهرها و شهرکهاي جديد، روابط متقابل شهر و روستا با تاکيد بر ايران، اصول و روشهاي برنامه ريزي شهري، برنامه ريزي شهري در ايران، کارگاه برنامه ريزي شهري و منطقه اي(روش تهيه تفسير طرحهاي شهري و منطقه اي)، پايان نامه.
گرايش جغرافياي روستايي:
اين گرايش به بررسي رابطه شهر و روستا، برنامه ريزي و توسعه روستايي، نوسازي و آينده روستاها، روستاهاي آينده، علل و عوامل مهاجرت روستانشينان، بهداشت و اوقات فراغت روستائيان، حفظ محيط زيست، نحوه حمل و نقل، کيفيت زندگي و وضعيت اقتصادي روستاها مي پردازد.
دروس تخصصي گرايش جغرافياي روستايي:
اصول و روشهاي برنامه ريزي روستائي، اقتصاد روستائي، روابط متقابل شهر و روستا با تاکيد بر ايران، برنامه ريزي روستائي در ايران، کارگاه برنامه ريزي روستائي:( روش تهيه و تفسير طرحهاي روستائي)، پايان نامه.

گرايش جغرافيا و برنامه ريزي شهري:
گرايش جغرافيا و برنامه ريزي شهري تلاش مي کند تا با توجه به عوامل انساني و طبيعي موجود در هر شهر، براي مسائل جمعيتي، اقتصادي، زيست محيطي آن برنامه اي بينديشد تا مطابق اين برنامه مهندسين معمار، عمران، سازه و تاسيسات، بخشهاي مختلف شهر را طراحي کرده و يا مشکلات شهر را حل نمايند.

دروس اصلي مشترک بين گرايشهاي جغرافياي انساني:
جغرافياي جمعيت ايران، جغرافياي روستائي ايران، جغرافياي شهري ايران، جغرافياي اقتصادي ايران:1 کشاورزي، جغرافياي اقتصادي ايران:2 صنعت، حمل و نقل انرژي، اصول علم اقتصاد، نظريه هاي اقتصادي و اقتصاد توسعه، متون جغرافياي انساني به زبان خارجي، نقشه ها و نمودارهاي موضوعي در جغرافياي انساني، ويژگيهاي جغرافياي انساني مناطق خشک ايران، جغرافيا و صنعت توريسم، ويژگيهاي جغرافيايي کشورها توسعه يافته، ويژگيهاي جغرافيايي کشورهاي اسلامي، ويژگيهاي جغرافيايي آسياي ميانه، کاربرد جغرافياي طبيعي در برنامه ريزي شهري و روستايي، جغرافياي تاريخي( با تاکيد بر ايران).

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 10:45  توسط شهرساز  | 

 



مطلب کامل و مستدل زير پيرامون تاريخچه و روند توسعه روستايي در قرن معاصر و نقش دهياري‏ها در توسعه روستا، توسط خبرگزاري جمهوري اسلامي در تاريخ 23 آبان‏ماه سال 1384، منتشر گرديد.



 


هنگامي كه از توسعه و توسعه‏يافتگي سخن به ميان مي‌آيد؛ توسعه‌اي همه جانبه در بخش‌هاي اجتماعي، اقتصادي، سياسي و فرهنگي به اذهان مي‌رسد، جامعه توسعه‏يافته‌اي كه توسعه را نه فقط در شهر و شهرنشيني بلكه در روستا و زندگي روستايي نيز مي‌يابد.


 


اگر تاكنون دولت‏ها، در قالب نوشته‌ها و بر روي كاغذ از توسعه روستايي داد سخن مي‌گفتند، امروز همگان بر اين اعتقادند كه روستا نيز جزئي از جامعه محسوب مي‌شود و بايد براي توسعه آن چاره‌اي انديشيد.


امكانات بيشتر شهرها و بي‌توجهي به روستاييان يكي از عوامل مهاجرت بي‌رويه روستاييان به شهرها شده كه توسعه افسار گسيخته شهرها را به همراه داشته است.


افسار گسيختگي شهرها، بيشتر افراد را به ‌جاي شهروند واقعي كه با فرهنگ شهري آشناست، فقط «شهرنشين» بار آورده كه عدم آشنايي با فرهنگ شهرنشيني معضلاتي همچون راه‏بندان‌هاي طولاني بزرگراه‌ها، آلودگي محيط زيست و زاغه‌نشيني را به وجود آورده ‌است.


 


از اين رو اكثر دولت‏ها، همواره در فكر توسعه روستايي و كاهش مهاجرت به شهرها بوده‌اند. اما آيا توسعه روستايی بدون آگاهی از زمینه‌های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و كالبدی جامعه روستایی میسر است؟ بی‌تردید توسعه روستایی باید با آگاهی از ابعاد مختلف روستا و مسایل آن اتفاق افتد، تا دارای عمق و وسعت بیشتری باشد.


پس از روی كار آمدن دولت مدرن در كشور، دولت‏ها، در خصوص حضور بیشتر دولت در روستا تصمیمات مختلفی گرفتند.


در پی آن تصمیمات بود كه مدیریت روستاهای كشور نیز دچار تغییرات شد و روستاها با مباحث جدیدی همچون «خانه‏ی انصاف»، «سپاه دانش»، «سپاه بهداشت» و «سپاه ترویج» آشنا شدند.


در پی بوجودآمدن این نهادها، عواملی از سوی دولت در نقش سپاهی دانش، سپاهی بهداشت و سایر موارد به روستاها گسیل شدند، هر چند این افراد، اقداماتی را برای روستا و روستایی انجام دادند كه نمی‌توان آن اقدامات را نادیده گرفت ولی به علت نا آشنایی با فرهنگ مردم روستا، مشكلات زیادی را خواسته یا ناخواسته بوجود آوردند.


 


به دنبال ناكامی‌های پی‌درپی دولت در خصوص پر رنگ‏تر شدن حضورش در روستا به قصد توسعه آن، قانونی تحت عنوان قانون «دهبانی» در سال 1355 در مجلس شورای ملی به تصویب رسید كه براساس آن، دهبان توسط «انجمن روستا» انتخاب شده و با حكم فرماندار انجام وظیفه می‌كرد.


این مدیر جدید روستا، بر اساس قانون یاد شده، وظایفش نیز بیش از «كدخدا» تعریف شده بود و در ابعاد اجتماعی، فرهنگی، حكومتی و سیاسی در روستا گسترش یافت.


 


ولی قانون دهبانی با پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1357 اجرا نشد و پس از انقلاب نیز تعدادی از نیروهای مخلص و انقلابی به قصد توسعه روستا، «جهاد سازندگی» را بوجود آوردند و بسیاری از جوانان، داوطلبانه به روستاها رفته و روستاییان را در انجام امورشان یاری رساندند.


 


دكتر علی نوذرپور، معاون «امور دهیاری‌های سازمان شهرداری‌ها و دهیاری‌های كشور» در این ارتباط می‌گوید: «هم‌ اكنون 90 درصد روستاهای ما آب و برق دارند و درصد قابل توجهی نیز راه روستایی دارند ولی با تمام این‏ها، باز هم توسعه در روستاها اتفاق نیافتاده ‌است».


نوذرپور، «عدم مشاركت مردم روستا» و «نادیده ‌انگاشتن آنان در امر آبادانی روستا» را از جمله عوامل مهم توسعه‌نیافتگی روستا و مهاجرت به شهرها عنوان می‌كند.


به گفته‏ی وی، مدیریت روستا چه قبل و چه پس از پیروزی انقلاب، به دنبال ساماندهی است و دولت‌ها نیز یكی پس از دیگری طرح‌هایی برای ساماندهی آن ارایه می‌دهند ولی غافل از اینكه حلقه مشاركت مردمی روستا پس از سال‏ها تلاش برای نوسازی كشور، مفقود است.


 


دكتر «فرامرز رفیع پور»، متخصص «جامعه شناسی روستایی» در كتاب خود تحت عنوان «جامعه روستایی و نیازهای آن»، به برخی اقدامات انجام شده توسط جهادگران دلسوز در روستا اشاره می‌كند كه بدون نیازسنجی از مردم روستا، اجرا شد و هم‌اكنون بدون كاركرد مانده‌اند.


دكتر رفیع پور، به حمام ساخته شده در یك روستا اشاره می‌كند كه هم اكنون جز صدای زوزه باد از پنجره‌ها و درهای شكسته‏ی آن چیزی به گوش نمی‏رسد. این شواهد دال بر این است كه مسوولان به هر حال می‌خواهند كاری برای روستا انجام دهند ولی نمی‌دانند چگونه!؟


 


به نظر می‌رسد پس از این اقدامات چندین ساله دولت‌ها، باز هم روستا از توسعه نیافتگی رنج می‌برد.


در سال 1375 قانون «تشكیلات، وظایف و انتخابات شوراهای اسلامی كشور و انتخاب شهرداران» جایگزین قوانین قبلی شد كه در نتیجه «شوراهای اسلامی دهستان» حذف شد ولی شوراهای اسلامی به قوت خود باقی ماند.


از آنجا كه در قانون یاد شده، سازمان و تشكیلات دهیاری‌ها دیده نشده بود، لذا قانونی تحت عنوان قانون «تاسیس دهیاری‌های خودكفا در روستاهای كشور» در تاریخ 17/04/1377 از سوی مجلس شورای اسلامی به تصویب رسید. این بار مجلس شورای اسلامی به پیشنهاد وزارت كشور و دولت، قانون دهیاری‌های خودكفا را تصویب كرد و به وزارت كشور نیز اجازه داد تا به منظور اداره امور روستاها، سازمانی به نام «دهیاری» تاسیس كند و اساسنامه، تشكیلات و سازمان دهیاری‏ها، آیین نامه مالی و استخدامی آن را به تصویب هیات دولت برساند.


 


وظایف «دهیار» به مراتب گسترده‌تر از «دهبان» در قانون دهبانی مصوب سال 1355و «كدخدای» سابق است. در واقع دهیار، رئیس دولت كوچك یك روستا محسوب می شود.


تاسیس این نهاد نشانه‌ای از حركت به سوی اجرای نظام نوین مدیریت در روستاها است كه می‌تواند تحول شگرفی در فرآیند عمران و توسعه روستایی ایجاد نماید.


در ماده واحده این قانون آمده است كه: «به وزارت كشور، اجازه ‌داده ‌می‏شود به منظور اداره امور روستاها، سازمانی به نام دهیاری با توجه به موقعیت محل با درخواست اهالی و به صورت خودكفا و با شخصیت حقوقی در روستاها تاسیس نماید كه از نهادهای عمومی غیردولتی محسوب می‌شود».


«تاسیس این دهیاری‌ها، به هیچ وجه مانع اقدامات و كمك‌های نقدی دولت در جهت رسیدگی به عمران و آبادی روستاها نخواهدشد».


اساسنامه تشكیلات و سازمان دهیاری‌ها نیز در اسفند 1380 به تصویب هیات دولت رسید كه بر اساس ماده 10 این اساسنامه، كمك به شورا در خصوص بررسی و شناخت كمبودها، نیازها و نارسایی اجتماعی و اقتصادی و ... ، تهیه طرح‌ها و پیشنهادهای اصلاحی و ارایه آن به مسوولان ذیربط از جمله اهم وظایف آنان است.


 


«مشاركت و همكاری با شورا برای پیگیری اجرای طرح‌های عمرانی»، «همكاری موثر با مسوولان ذیربط در جهت حفظ و نگهداری منابع طبیعی واقع در محدوده قانونی و حریم روستا»، «تشویق روستاییان به توسعه صنایع دستی و اهتمام به ترویج، توسعه و بازاریابی محصولات كشاورزی و دامی روستا» از دیگر وظایف دهیاری بر اساس ماده 10 قانون اساسنامه تشكیلات و سازمان دهیاری‌ها است.


 


دهیاری‌ها بر اساس این ماده، «تعرفه عوارض» را با همكاری شورای روستا تهیه كرده و آن را به شورای اسلامی بخش، به منظور تصویب و طی سایر مراحل قانونی، ارایه می‌كنند.


«وصول عوارض مصوب مراجع قانونی و مصرف آن در موارد معین»، «برآورد، تنظیم و ارایه بودجه سالانه دهیاری‌ها و متمم و اصلاح آن به شورا جهت تصویب»، «فراهم نمودن زمینه ایجاد خیابان‌ها، كوچه‌ها، میدان‌ها، پارك‌ها، فضاهای سبز و ورزشی، مراكز تفریحی عمومی و مجاری آب و توسعه معابر» از دیگر وظایف دهیاری است.


 


معاون امور دهیاری‌های سازمان شهرداری‌ها و دهیاری‌های كشور به یك وظیفه دیگر دهیاری‌ها اشاره می‌كند و آن «بهبود وضع زیست محیطی روستا» است.


به گفته‏ی وی در راستای روی كارآمدن دهیاران، طرح «روستای پاك» به صورت پایلوت، بر اساس یك یادداشت تفاهم سه جانبه بین «سازمان شهرداری‌ها و دهیاری‌های كشور»، «وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكی» و همچنین «دفتر مناطق محروم ریاست جمهوری» در حال اجرا است.


به گفته دكتر نوذرپور، از هر استان یك یا دو روستای دارای مشكل زیست محیطی انتخاب شده و این طرح در آن روستاها اجرا می‌شود.


 


وی به بحث جمع‌آوری زباله‌ها در روستا نیز اشاره می‌كند كه تاكنون متولی نداشت؛ به گفته‏ی وی، همزمان با تاسیس دهیاری‌ها، قانون «پسماندها» هم به تصویب می‏رسد كه براساس آن، وظیفه جمع‌آوری و دفع زباله‌ها در روستاها به عهده دهیاری‌ها گذاشته می‌شود.


وی می‌افزاید: «در سال گذشته حدود 6/3 میلیارد تومان برای دفع بهداشتی زباله‌های روستایی هزینه شده ‌است و امسال نیز این برنامه در سطح روستاها ادامه خواهد یافت».


نوذرپور می‌گوید: «در راستای آشنایی هر چه بیشتر دهیاران با مباحث زیست محیطی به جز اقداماتی چون جزوات و كتاب‌های آموزشی، 25 دهیار نمونه نیز به كشور آلمان اعزام شدند تا از تجربیات آن كشور در خصوص نحوه اداره روستاها استفاده كنند».


 


معاون امور دهیاری‌های سازمان شهرداری‌ها و دهیاری‌های كشور به طرح‏های هادی روستایی كه پیشتر بنیاد مسكن متولی آن بوده است اشاره می‌كند و می‌گوید: «بنیاد مسكن تا پیش از تاسیس دهیاری‏ها، خود، طرح‌های هادی را اجرا می‌كرد ولی حیطه عمل آن بسیار محدود بود».


دكتر نوذرپور اضافه می‌كند: «تا سال 81، پنج هزار و 500 روستا، طرح هادی داشتند و از سال 1382 كه


استانداری‌ها موظف به تهیه طرح‌های هادی شدند، معادل آن تعداد طرح‌های هادی از سال 68 تا 81 ، طرح هادی روستایی تهیه شد».


 


به گفته نوذرپور، دهیار، مهمترین كسی است كه می‌تواند در روستای خودش، طرح‌های هادی را به خوبی پیش ببرد چرا كه دهیار است كه به هنگام نظارت بر ساخت و سازها، كمترین میزان اعتراض‌ها را می‌شنود.


وی می‌گوید: «آنچه كه روستای امروز را با روستای دیروز متفاوت می‌كند، همكاری همه جانبه مردم با یك مجری از جنس خودشان است».


 


«گردشگری روستایی» از دیگر بحث‌های قابل طرح از زمان تاسیس دهیاری‏ها است.


به‌گفته معاون امور دهیاری‌های سازمان شهرداری‌ها و دهیاری‌های كشور، اكثر مردم كشورمان از روستاهای ابیانه و كندوان به عنوان روستاهای دیدنی و جذاب برای گردشگری یاد می‌كنند در حالی كه حداقل بیش از یك هزار روستا در كشور موجود است كه دارای بنا یا بافت قابل ارزش تاریخی است.


«قراردادی از سوی سازمان شهرداری‌ها و دهیاری‌های كشور، با دانشگاه تهران به امضا رسیده است تا نحوه شناسایی بافت‌های تاریخی و ظرفیت‌های گردشگری اعم از تاریخی و طبیعی روستاها بررسی شود.»


«در سال گذشته، از سوی سازمان، 85 طرح گردشگری روستایی پشتیبانی شده و در همین راستا 21 میلیارد و 200 میلیون ریال به دهیاران روستاها برای اجرای طرح‏هایشان كمك شده كه امسال نیز این میزان به طرح‌های گردشگری كمك می شود».


وی اظهار امیدواری می‌كند كه سازمان میراث فرهنگی و گردشگری نیز در خصوص گردشگری روستایی حضوری گسترده‌تر و جدی‏تر داشته باشد.


 


به گفته‏ی وی، با گردشگری روستایی، هم مردم شهر با فرهنگ اصیل ایرانی كه در روستاها یافت می‌شود آشنا می‌شوند و هم روستاییان ممر درآمد جدیدی برای بهبود سطح زندگی خود خواهند داشت و با كارآفرینی برای جوانان روستا، مهاجرت به شهرها كمتر اتفاق خواهد افتاد.


 


نوذرپور می‌گوید: «از سال 82، دهیاران روستاهای كشور توسط شوراهای روستا انتخاب شده و به فعالیت مشغولند و تاكنون بیش از 15هزار دهیاری در سراسر كشور مجوز فعالیت دریافت كرده‌اند كه از این تعداد، بیش از 13هزار دهیاری به فعالیت مشغولند.»


به گفته‏ی وی، تمام روستاهای دارای شورا و جمعیت بیش از 20 خانوار، تا پایان برنامه چهارم، دهیاری خواهند داشت.


وی تاكید می‌كند كه یك انقلاب روستایی اتفاق می‌افتد چون روستایی فكر می كند كه دولت این بار واقعا او را به صورت یك «شهروند» پذیرفته است.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم فروردین 1387ساعت 19:57  توسط شهرساز  | 

نقشه برداری:

کتابها:
نقشه برداری مهندسی - مهندس دیانت خواه
نقشه برداری - مهندس شمس نوبخت ( انتشارات علم و صنعت )
نقشه برداری مسیر و قوس ها در راه سازی - مهندس علیرضا سلیمانی
تحلیل مسائل نقشه برداری - مهندس انتظاری
نقشه برداری عمومی - مهندس عاصی

جزوات:
نقشه برداری ژئودتیک - مهندس عسکریان
کاداستر - دکتر صادقیان
سرشکنی - مهندس مهرابی
سرشکنی - مهندس اردلان
سرشنی ( حل تمرین ) - دکتر نجفی

کتابها و نمونه سوالات سالهای قبل:

مجموعه سوالات کارشناسی ارشد نقشه برداری - دکتر همراه و مهندس رنجبر و مهندس آقا محمدی
پرسشهای چهارگزینه ای نقشه برداری - دکتر نجفی ( انتشارات خواجه نصیر )

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم بهمن 1386ساعت 14:39  توسط شهرساز  | 

 

 

هیدرولوژی: کتاب هیدرولوژی کاربردی (دکتر مهدوی)، اگر وقت داشتید کتاب هیدرولوژی دکتر علیزاده را هم بخوانید.

آبخیزداری: به ترتیب اهمیت:جزوه آبخیزداری (دکتر نخجوانی) ،جزوه آبخیزداری دکتر سلاجقه ، کتاب فرسایش آبی {دکترحسینقلی رفاهی}( نیازی نیست همه فصول این کتاب را بخوانید)

آبخیزداری: به ترتیب اهمیت:جزوه آبخیزداری (دکتر نخجوانی) ،جزوه آبخیزداری دکتر سلاجقه، کتاب فرسایش آبی (دکترحسینقلی رفاهی)(نیازی نیست همه فصول این کتاب را بخوانید.

جامعه شناسی روستایی:جزوه جامعه شناسی روستایی دانشگاه گرگان(دکتر خلیقی) برای کسانی که میخواهند مهندسی آبخیزداری شرکت  کنند

مرتع و مرتعداری: (دکتر مصداقی) کتاب مرتع و مرتعداری (دکتر مقدم ) و کتاب مرتعداری

ژئومورفولوژی:کتاب های ژئومورفولوژی کاربردی جلد ۱ وجلد۲ (دکتر احمدی) دانشگاه یزد و جزوه(دکتر اختصاصی

زمین شناسی:جزوه دانشگاه تهران

جزوه خاک های خشک و نیمه خشک: به  ترتیب اهمیت،دانشگاه اصفهان و دانشگاه تهران(مربوط به مهندسی بیابانزدایی

 

 

 

 

 

 

 ( مهندسی منابع طبيعی( رشته مرتع وآبخیزداری

دروس اصلی

جمع دروس اصلي 33 واحد مي باشد : هواواقليم شناسي(3واحد) ـ اقتصاد منابع طبيعي(2واحد) ـ مساحي ونقشه برداري(3واحد) ـ خاكشناسي عمومي(3واحد) ـ اصول سنجش از دور(3واحد) ـ هيدرولوژي عمومي(3واحد) ـ سياست وقوانين منابع طبيعي(2واحد) ـ درخت‌شناسي عمومي(2واحد) ـ آمار كاربردي(2واحد) ـ مرتعداري(3واحد) ـ جامعه شناسي روستايي وعشايري(3واحد) ـ كاربرد كامپيوتر در منابع طبيعي(2واحد) ـ شناخت منابع طبيعي (2واحد)

 

دروس اختصاصی

جمع دروس تخصصي 45واحد مي باشد: شناسايي گياهان مرتعي 1(2واحد) ـ شناسايي گياهان مرتعي2 (واحد2) ـ ژئومرفولوژي1 (3واحد) ـ ژئومرفولوژي2 (3واحد) ـ كشت وتكثير گياهان مرتعي(2واحد) ـ خاكهاي مناطق خشك ونيمه خشك(2واحد) ـ هيدرولوژي كاربردي(2واحد) ـ حفاظت آب وخاك(3واحد) ـ كارتوگرافي(2واحد) ـ ارزيابي قابليت اراضي(2واحد) ـ اكولوژي مرتع(2واحد) ـ رابطه دام ومرتع(2واحد) ـ اصلاح وتوسعه مراتع(3واحد) ـ اندازه گيري وارزيابي مراتع(3واحد) ـ احيائ بيولوژيك مناطق خشك ونيمه خشك(2واحد) ـ آبخيزداري(3واحد) ـ جمع آوري آب در مناطق خشك ونيمه خشك(2واحد) ـ كارورزي(1واحد) ـ پروژه (4واحد)

 

 

دروس عمومی

جمع دروس عمومي20واحد مي باشد : معارف اسلامي1 (2واحد) ـ معارف اسلامي2 (2واحد) ـ اخلاق وتربيت اسلامي(2واحد) ـ انقلاب اسلامي وريشه هاي آن(2واحد) ـ تاريخ اسلام(2واحد) ـ متون اسلامي وآموزش زبان عربي(2واحد) ـ فارسي(3واحد) ـ زبان خارجي(3واحد) ـ تربيت بدني1(1واحد) ـ تربيت بدني2 (1واحد) ـ

 

دروس اختیاری

جمع دروس تخصصي انتخابي 10واحد مي باشد : كاربرد GIS درمرتع وآبخيز(2واحد) ـ زبان تخصصي(2واحد) ـ بهره برداري از محصولات فرعي مراتع(2واحد) ـ منابع ومسائل آب در ايران(2واحد) ـ ترويج واموزش منابع طبيعي(2واحد) ـ اگروفارستري(2واحد) ـ فيزيك ومكانيك خاك(2واحد) ـ اكوسيستم هاي مناطق خشك ونيمه خشك(2واحد) ـ وسايل اندازه گيري در منابع طبيعي(2واحد) ـ مباني مديريت وسيتم ها(2واحد) ـ رابطه آب وخاك وگياه(2واحد) ـ جنگل شناسي عمومي (2واحد) ـ اكوتوريسم در حوزه هاي آبخيز(2واحد) ـ سازه هاي مهندسي حفاظت آب وخاك(2واحد)

 

 

 

 

 

آبخيزداري

نام دروس امتحاني

ضريب

زبان عمومي و تخصصي

2

حفاظت خاك و آبخيزداري

3

مرتعداري

2

هيدرولوژي كاربردي

2

ژئومورفولوژي و زمين شناسي

3

جامعه شناسي روستايي

2

 



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم بهمن 1386ساعت 14:34  توسط شهرساز  | 

 


 


مقدمه

برای نوشتن یک پایان نامه یا پرژه تحصیلی در یک چهار چوب علمی محقق ناگزیر به رعایت اصولی است که هم نگارش مطلب برای وی آسانتر شود و هم مطالعه آن برای دیگران به سادگی امکان پذیر باشد این اصول سه گانه به شرح ذیل میباشند .

1)      اصول تنظیم و تدوین مطلب

2)      اصول نگارش و نوشتن مطلب

3)      اصول منابع و مآخذ مطلب

اصول تنظیم و تدوین مطلب در پایان نامه ها :

معمولا یک پایان نامه تحصیلی به صورت زیر تنظیم میگردد :

1)      صفحه عنوان

2)      پیشگفتار و در صورت نیاز تشکر و قدر دانی

3)      فهرست مطالب

4)      فصل اول – طرح تحقیق

5)      فصل دوم –پیشینه تاریخی تحقیق

6)      فصل سوم _ روش تحقیق

7)      فصل چهارم _ ارائه یافته های تحقیق و تجزیه و تحلیل آن

8)      فصل پنجم _ خلاصه تحقیق و ارائه پیشنهادها

9)      فهرست منابع و مآخذ

10)   پیوست

 

 

1)عنوان تحقیق

عنوان تحقیق و صفحه اولین صفحه ای است که بیننده با آن واجه میشود و گاه روی جلد پایان نامه را در بر می گیرد و معمولا مشتمل بر اطلاعاتی به صورت ذیل است :

الف) عنوان پایان نامه

ب  ) نام کامل استاد راهنما

ج  ) نام کامل محقق یا محققین

د   ) نام مرکز یا دانشگاهی که پایان نامه در آن تقدیم میگردد .

ذ   ) نوع مدرک ( برای مثال : پایان نامه دوره کارشناسی ارشد صنایع دستی )

و   ) تاریخ ارایه پایان نامه

 

 

2) پیشگفتار و تشکر و قدر دانی :

این بخش گر چه از ضروریات نیست ولی گاهی وجود آن لازم است که باشد و این قسمت میتواند شامل اطلاعات مختصر و مفیدی از هدف ، دامنه و وسعت تحقیق باشد که قبل از مطالعه کامل تحقیق به خواننده اطلاعاتی را در اینباره خواهد داد و تصویر و برداشتی از کل تحقیق را برای خواننده روشن میکند . محقق میتواند در پایتن پیشگفتار از فرد یا افراد با موسساتی که او را در انجام تحقیقش کمک و راهنمایی کرده اند ، سپاسگزاری کند .

 

3) فهرست مطالب :

فهرست مطلب که میتواند شامل یک یا چند صفحه باشد هدفی جز دادن دید و آگاهی از مطالب مندرج در پایان نامه به خواننده ندارد و خواننده را قادر خواهد ساخت به سرعت و دقت و سادگی ، مطلب دلخواه خود در پایان نامه را بیابد .

 

4)فصل اول  _ طرح تحقیق :

طرح تحقیق یکی از ارکان اساسی و اصلی پایان نامه است و محقق  قبل از آنکه به انجام تحقیق مبادرت ورزد ، باید این فصل را تهیه و تنظیم نماید و به سرعت استاد راهنما و یا هر فرئد دیگری که محقق قصد دارد نتایج تحقیق را به او گزارش دهد ، برساند . ÷س از تاید استاد راهنما محقق موظف است طبق طرح تنظیم شده در پی انجام تحقیق بر آید . مهمترین قسمتهای طرح تحقیق عبارتند از :

4-1- عنوان تحقیق ؛ باید شناختی دقیق و روشن از حوزه ی موضوع تحقیق را عرضه دارد و خالی از هرگونه ابهام و پیچیدگی باشد .

4-2-مقدمه یا تاریخچه ای از موضوع تحقیق : در این قسمت مختصری از نظرات و تحقیقات مربوط به موضوع و یا مسایل و مشکلات حل نشده در این حوزه و همچنین توجه و علاقه جامعه به این موضوع اشاره میشود .

4-3-تعریف موضوع تحقیق : در این قسمت محقق موضوع مورد علاقه و یا نیاز احساس شده خود را در حوزه تحقیق بیان میدارد و عوامل موجود در موقیعت را تعریف و تعیین میکند .

4-4-هدف یا هدفهای کلی و آرمانی تحقیق : این قسمت باید با جملات مثبت و کلی طرح شود و ازطولانی شدن مطالب پرهیز شود

4-5-روش انجام تحقیق : در این قسمت پژوهشگر روش کاری خود را بیان میدارد و شیوه های گوناگونی را که در گرد آوری مطالب خود به کار برده ذکر میکند و همچنین اگر روش آماری خاصی را در تهیه و تدوین اطلاعات به کار برده آن شیوه را بیان میکندو بیان آن یکی از ملزومات است .

4-6-اهمیت و ارزش تحقیق : با توجه به تشابه این قسمت از طرح تحقیق با تعریف موضوع تحقیق که در آن محقق نیاز خود را در آگاهی به نتایج مطالعه عنوان میسازد ، در این قسمت منابع شخصی یا علمی که از خاتمه تحقیق به محقق دست میدهد ، بحث میشود .

4-7- محدودیت های تحقیق : محدودیت هایی که کنترل آن از عهده محقق خارج است مانند انتخاب نوع بافته ها و یا زیر اندازها و دیگر محدودیت هایی که کنترل آن در دست محقق است مانند موضوع و محل تحقیق و ...

4-8- تعرف واژه ها : در این قسمت محقق باید واژه هایی که ممکن است برای خواننده آشنا نباشد تعریف کند مثلا در منطقه ای گره،  ایلمک و در منطقه ای دیگر خفت و در جاییی دیگر به واژه ای دیگر خوانده میشود محقق باید واژه های نا آشنا را در این بخش معنی کند .

4-9-خلاصه فصلها: در این قسمت خلاصه ای اشاره وار از فصلهای آتی آورده میشودتا خواننده بتواند تصویری واضح از دیگر قسمتهای پایان نامه در ذهن خود ترسیم کند .

 

 

این مطالب میتواند اگر درست بیان شود فصل اول پر باری را برای تحقیق ما محیا سازد !

 

5)فصل دوم پیشینه تاریخی موضوع تحقیق :

این فصل حاوی خلاصه ای از مطالعات انجام شده در با ره موضوع تحقیق است این بخش از تحقیق یکی از ارکان اصلی و به تعبیری دیگر یکی از پایه های تحقیق میتواند باشد اگر محقق از ÷یشینه مطالعاتی تحقیق آگاهی داشته باشد به دنبال موضوعات تکراری نخواهد رفت و حتی میتواند با دلایل و برهان های ریشه دار و با پایه به نقد آثار گذشته بپردازد .

 

6)فصل سوم روش تحقیق :

در این قسمت معمولا به تفصیل در باره مطالبی به قرار ذیل بحث میشود:

الف) روش تحقیق در این قسمت محقق به توضیح و توجیه روش تحقیقی خود میپردازد و انواع مختلف روشهای تحقیقی ، هدف و موضوع پژوهشی خود ، مناسب دانسته است میپردازد.

ب) آزمودنی ها در این قسمت محقق به سوالاتی از قبیل :

1) آزمودنیها شامل چه اشخاص یا آیتمهایی هستند ؟ برای مثال او میگوید آزمودنیهای ما فقط شامل گبه بود.

2) تعداد آزمودنیها چند تا بود ؟ مثلا 500 نمونه گبه و حتی میتواند فرد هم باشد مانند : 500 نفر بافنده گبه .

3) با توجه به موضوع و هدف آیا افراد یا تعداد انتخاب شده مناسب هستند ؟ محقق باید با دلایل و برهانهای قاطع این بخش را برای خواننده ثابت کند و بقولی هدف خود را با عمل هماهنگ سازد .

4) نوع گزینش و تقسیم آزمودنیها به چه ترتیب صورت گرفته است ؟ محقق باید به این موضوع اشاره کند که موارد انتخاب شده به چه دلیل منتخب نگارنده بوده است و چرا مثلا به جای گبه از گلیم استفاده نکرده و ...

5)آزمودنیها از چه خصوصیات ویژه ای برخوردار هستند ؟ پژوهشگر باید به خوانندگان بگوید که خصوصیات آیتمهای انتخابی چه بوده است که او آنها را انتخاب کرده است او باید ویژگیهای انتخاب موضوعات مورد بحث خود را برای خواننده مشخص کند برای مثال بگوید چون میخواستیم نوع گره کاربردی در گبه ها را بررسی  کنیم 500 نمونه گبه را انتخاب کردیم و یا ...

ج) روش جمع آوری اطلاعات : پژوهشگر پس از تعیین روش تحقیق باید روش جمع آوری اطلاعات را برای خواننده بیان کند که میتواند با استفاده از شیوه های مشاهده ، مصاحبه ، میدانی ، پرسشنامه ای وکتابخانه ای و یا حتی اینترنتی باشد .

د)متغیر های مستقل و وابسته : در این قسمت محقق به طور جدا گانه متغیر های متغیر های مستقل و وابسته را تعیین و تعریف میکند و با این کار هم مسیر مطالعه خود را مشخص میسازد و هم برای محقق دیگری این امکان را به وجود می آورد که در صورت تمایل ، بتواند در تحقیق مشابه همین متغیر ها را مورد بررسی قرار دهد .

ذ- روش اماری : در این بخش محقق باید از شیوه آماری بکار رفته در تحقیقش یاد کند و ضمن توصیف روش آماری استفاده شده در تحقیق به وضوح و خارج از هر گونه ابهام و پیچیدگی فرمولها و سطوح معنی دار به کار رفته در تحقیق را بیان دارد برخی از روشهای آماری که در کاهای تحقیقاتی عبارتند از :

1) فراوانی و درصد

2) ضریب همبستگی

3) آزمون – تی

4) آزمون – اف

7- فصل چهارم – یافته ها و تجزیه و تحلیل آنها :

این فصل در واقع هسته اصلی تحقیق است و احتمالا مشتمل بر بحث های کلامی ، جدولها ، شکلها ، نمودارها و نیز تجزیه و تحلیل اطلاعات است .

 

8- فصل پنجم – خلاصه تحقیق و پیشنهادها :

این فصل شامل دو قسمت اصلی ، یکی خلاصه تحقیق و دیگری پیشنهادها ست .

الف- این بخش یکی از مشکلترین بخشهای پایان نامه است . یک خلاصه مناسب ترکیبی از دو نوع اطلاعات است :

1_ اطلاعات و یافته هایی که محقق از تحقیق جاری خویش به دست آورده است .

2_ اطلاعات و یافته هایی که محقق از طریق مطالعه تحقیقات و نوشته های دیگران جمع آوری کرده است و کلا در نوشتن پایان نامه ، رعایت نکات زیر حائز اهمیت است :

الف) ارائه یافته ها و نتایج برجسته به صورت منظم .

ب  ) استفاده از یافته های تحقیق جازی برای تایید یا رد فرضهای تحقیق

ج  ) بکار گیری مطالب مندرج در فصل پیشینه تاریخی در رد یا تایید تحقیق (هرجا که لازم بود ) .

 

پیشنهاد ها :

تحقیقاتی که در زمینه های مختلف از جمله فرش دستباف صورت میگیرد لزوما باید با پیشنهاد هایی همراه باشد که در بهینه سازی رنگرزی ، بافت  ، طراحی و در نهایت به سازی تولید فرش انجامد .

این بخش که به ازائه راهکارها میپردازد خواهد توانست بخشی از موانع را متلاشی کند و برای مسئولان چراغ راهی باشد.

 

9- فهرست منابع و مآخذ :

در این قسمت تمام منابع و مآخذ ، از قبیل کتابها ، مقاله ها ، مجله ها ، رساله های چاپ شده و چاپ نشده را به ترتیب حروف الفبای نام فامیل و نویسنده و یا مترجم و به صورت در هم از نظر نوع آنها نوشته میشود .

 

10- پیوست :

شامل مطالب و مدارکی است که در درک و فهم خواننده از پایان نامه کمک چندانی نمیکند و میتوان از پرسشنامه ها ، آزمونها ، نامه های نوشته شده به افراد و موسسات و سایر وسایل جمع اوری اطلاعات نام برد .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم بهمن 1386ساعت 14:16  توسط شهرساز  | 

   چهره يک شهر است نمايی است از درون مايه آن؛ از هويت اش، فرهنگ اش و طرز فکر و مطالبات مردمان اش.
    سيمای "شهر اطلاعاتی" چگونه بايد باشد؟
    پاسخ اين سوال کمی تناقض به همراه دارد: سيمای شهر اطلاعاتی، هم با شهرهای گذشته متفاوت است و هم با آن ها همخوانی دارد.
    شايد مهمترين موضوعی که در طراحی يک شهر اطلاعاتی مورد مناغشه و اختلاف نظر کارشناسان قرار گيرد، همان موضوع زيبايی چهره شهر باشد و پاسخ گويی به اين سوال که کاربری فناوری اطلاعات تا چه حد چهره شهرها را دگرگون خواهد کرد.
    شهر اطلاعاتی در واقع همين شهری است که در حال حاضر شهرنشينان را در خود جای داده اما تفاوت آن با شهر های گذشته در ابزار و شيوه های گوناگونی خلاصه می شود که برای اطلاع رسانی به ساکنان و مسافران به کار رفته است؛ پس در شهر اطلاعاتی الزاما با آسمان خراش ها و معماری فضايی سر و کار نداريم و به جز دغدغه های فناورانه، نگرانی های گذشته و فعلی جوامع شهری همچنان پابرچاست.
    در بخش مربوط به چگونگی کاربری فناوری اطلاعات در محيط های شهری و هماهنگ سازی آن با زندگی بشری، تئوری های متناقضی وجود دارد که کمتر روی اجرايی به خود ديده اند و بازهم همان تقابل هميشگی هنر و مهندسی حرف اول را می زند که در نهايت، تفاوت رويکرد انديشمندان و صاحب نظران، نتيجه ای جز طرح های گنگ و نامفهوم که به صورت ناقص و غيرکاربردی ارايه شده اند نداشته است.
    البته نو بودن تعاريف مربوط به جامعه اطلاعاتی خود می تواند مهمترين دليل باشد برای نبود طرحی جامع و کاربردی در اين عرصه و مطالعاتی بودن طرح های حاضر.
    آن چه همچنان می تواند مورد بحث باشد، زيبايی شهرها در عصر اطلاعات است که همواره ذهن شهرسازان را به خود مشغول کرده است.
    
    
    
    
    مفهوم فراموش شده
    بسياری از کارشناسان علوم شهری، خصوصا آنهايی که به معماری سيمای يک شهر بيش از ساير اجزاء آن اهميت می دهند، معتقدند "زيبايی شهری" يک مفهوم فراموش شده است و بدين ترتيب يکی از مهمترين چالش های اين حوزه رنگ و بوی جدی تری به خود می گيرد.
    به اعتقاد آن ها، بشر در عصر حاضر بيش از حد مقهور فناوری های نوين شده اند و از اين رو است که به مفاهيمی چون زيبايی اعتنايی ندارد.
    جهانشاه پاكزاد -عضو هيات علمي دانشكده معماري دانشگاه شهيد بهشتي- معتقد است يک طراحي خوب شهري به مردم انبساط خاطر مي دهد و آنها را به محيط و شهر علاقمند مي کند و در نتيجه زيبايي يک شهر از لحاظ بصري کافي نيست؛ بلکه بايد با خواسته هاي ما هماهنگ و براي ما قابل قبول باشد. زيبايي فقط در يک چيز نيست و در همه جا ممکن است باشد. تنوع هم همه جا هست. اما اين طراح است که تنوع را کشف و. طراح به عنوان تسهيل کننده و محرک عمل مي کند.
     به اعتقاد وی، زيبايي، مانند هر پديده ديگري سه مؤلفه فرم، عملکرد و معنا دارد. فرم صورت يک پديده است که شامل شکل، ساختار، وزن و حجم است. عملکرد همان استفاده اي است که براي انسان و بشريت دارد و معنا مؤلفه اي است که ما را به دنياها و عالم هاي ديگر وصل مي کند. نقش يک طراح شهري مثل نقش يک برنامه ريز، زمين شناس و پزشک است. وظيفه يک طراح شهري به عنوان يک هماهنگ کننده، اين است که سه مؤلفه فرم، عملکرد و معنا را در جهت ارتقاي کيفيت و هر چه نزديک ترشدن به ايده آل ها بکار بگيرد.
    او نقش مردم را به عنوان افرادی که زيبايي را مي شناسند و خلق مي کنند در زيبايی شهرها تعيين کننده می داند: ملت، از رئيس جمهور تا پايين ترين رده و از فرهيخته ترين تا بي سوادترين، همگي خلق مي کنند. آنها با ايجاد فضايي که مانند آينه اي تمام نماست، روي شهر تأثير مي گذارند. اين تأثير به شرايط اقتصادي و اجتماعي و غيره بستگي دارد؛ به عبارت ديگر اين شرايط اقتصادي، اجتماعي و از اين قبيل است که بر روي چيزهايي که در حد توان، خلق مي شوند، تأثير مي گذارند. بدين گونه است که شهر آينه تمام نماي جامعه مي شود.
    پاکزاد معتقد است براي يک شهر زيبا و اين که طراحی کلاسيک برتر است يا مدرن، بايد ديد توقع چيست؛ يک اتوبان يا يک فرودگاه که پديده هاي جديدي هستند، سنتي طراحي نمي شوند. ولي طراحي مسجد يا فرهنگسرا مي تواند سنتي باشد.
    از نگاه او در طراحي شهري که از نو ساخته مي شود بايد ديد توقع و تصوير ذهني آدمها از يک شهر چيست. طراحي يکسان و هماهنگ، براي يک منطقه تجاري مناسب نيست و ممکن است به خستگي و دلزدگي بيانجامد. يک منطقه تجاري بايد زنده باشد. اما يک منطقه مسکوني بايد آرام تر باشد. پس به طرحي نياز دارد که اين آرامش را هر چه بيشتر القا کند.
    
    شهر و زيبايی
    چندی پيش در نشست “شهر و زيبايي” که در خانه هنرمندان برگزار شد، برخی از کارشناسان و صاحب نظران حوزه شهری در باره موضوعاتي چون زيبايي شناسي و فضاهاي شهري، زيبايي شناسي شهري از ديدگاه مردم، زيبايي شناسي و انسجام در شكل شهر مفاهيم ، زيبايي شناسي شهري و نقش عناصر طبيعي در زيبايي شناسي شهري به سخنراني پرداختند.
    پاکزاد در اين جلسه با اشاره به اين كه معمولا "زيبايي" براي كارها و حالات مختلفي به كار برده مي شود گفت: هر انساني در ذهن خود از هر پديده اي ايده آلي دارد . زماني به پديده اي زيبا مي گوييم كه با ايده آل ذهن ما نزديكي و قرابت داشته باشد. به عبارت ديگر زيبايي انبساط خاطري است كه از تطابق و يا نزديكي وضعيت عيني ادراك شده با ايده آل هاي فرد دست مي دهد.
    وي در ادامه گفت: در بين تئوريسين هاي معماري اطلاعات بالقوه ،محيط، اطلاعات بالفعل و موثر بر ذهن ،فضا و اطلاعات پردازش شده، مكان (تصوير ذهني) ناميده مي شود. بر اين اساس اتاق در ذهن هر فردي كه ذهن پردازشگري دارد با سالن فرق مي كند.
    پاكزاد با اشاره به اين كه اصول زيبايي شناختي هر پديده اي با پديده اي ديگر تفاوت گفت: در شهر سازي نمي توان اصولي را كه براي زيبا سازي يك ميدان به كار برده مي شود براي يك خيابان به كار برد.
    وي يكي از مشكلات شهر سازي در ايران را فراموش كردن بحث معنا در كنار فرم و عملكرد دانست و گفت: معنا مولفه اي است كه ما را بر اساس روال طبيعي به دنياهاي ديگر وصل مي كند. وقتي صحبت از خانه سنتي مي كنيم، منظور وصل شدن به خاطرات پدر بزگ و درخت انار و اتاق هاي تو در تو و ... است. مشكل شهرسازان كنوني فراموش كردن معنا است. اتاق و سالن برايشان يك چيز است. فلكه و ميدان را به يك اسم به خورد ساكنان شهر مي دهند . در حالي كه ميدان محل تجمع افراد و فلكه محل توزيع خودروها است. حال بايد بگوييم فلكه ونك يا ميدان ونك؟
    وي با ارائه انواع فضا هاي شهري و سلسله مراتب آن ها گفت: به عنوان يك شهروند عادي از هر كدام از اين فضاها انتظار كاركرد خود را داشته باشيم . اگر قرار است در جايي بلوار ساخته شود سر سبز بودن اش ملاك است حال شما ببينيد چه چيزي را به عنوان بلوار به خورد ما مي دهند.
    
    زيبايي در فضاهاي شهري
    حسن احمدي -عضو هيات علمي دانشكده معماري دانشگاه علم و صنعت- در باره زيبايي شناسي و فضاهاي شهري گفت: دو ديدگاه عمده در مورد نقش فضاهاي شهري در زيبايي شهري وجود دارد: اول اين كه صرف وجود فضاهاي شهري در شهر زيبايي آفرين است و ديگر اينكه فضاهاي شهري بايد واجد شرايط زيبايي شناسانه باشند تا بتواند به زيبايي شهر كمك كند.
    وي با اشاره به اينكه اصولا زيبايي هاي بصري شهر در فضاهاي شهري تجلي پيدا مي كند گفت: پاريس را برج ايفل و شانزه ليزه زيبا كرده است و خيابان باب همايون و ميدان حسن آباد و توپخانه و... فضا هاي شهري هستند كه تهران قديم را زيبا مي كردند.
     احمدي در باره عيني يا مفهومي بودن زيبايي نيز معتقد است که دو ديدگاه وجود دارد:. برخي معتقد اند زيبايي پديده اي است ذهني و افراد بر اساس حس زيبايي و تجربه شخصي به آن مي رسند. عده اي ديگر هم معتقد اند كه زيبايي واقعيتي عيني است و خارج از ذهن انسان ها وجود دارد؛ به اين اعتبار كه تعداد زيادي از مردم مي توانند بر سر زيبا بودن پديده اي متفق القول باشند. اكثر انديشمندان اين حوزه معتقدند ويژگي هايي در فضاهاي گذشته وجود دارد كه مي توان آن را براي خلق فضاي زيباي امروزي استفاده كرد. بر اين اساس معيار هاي زيبايي شناسي را مي توان در وحدت و تركيب، نظم، هماهنگي، تناسب و مقياس، تقارن و تعادل، ريتم، تباين، قلمرو و محصوريت خلاصه كرد.
    انسجام در شکل شهر
    نوين تولايي -عضو هيات علمي دانشگاه شهيد بهشتي- با اشاره به اين كه رشد شهر و اجزاي آن در اغلب موارد باعث چند گانگي و آشفتگي فضايي در آن شده است گفت: جدا از زيبايي در چهار حوزه همگرايي با عوامل طبيعي ، همگرايي با توده و فضا ، همگرايي كل ها در مقياس خرد و كلان و همگرايي با هنجارهاي اجتماعي و فرهنگي نمود پيدا مي كند.
    در برخي از شهرها سعي شده است اين انسجام حفظ شود اما در بسياري ديگر غفلت از يكي از اين همگرايي ها آشفتگي را براي شهر به همراه داشته است. تولايي در باره عوامل ايجاد ناهماهنگي در فضاهاي شهري گفت: گريز از قواعد شهر هاي گذشته ، پيروي از قواعد غير خودي ، كثرت ضوابط ساخت و ساز ، تلقي نادرست از شهر، تغيير شكل تندروانه ، تشديد تخريب و ساخت و ساز قبل از رسيدن به قواعد ساخت از عوامل چندگانگي در شهر اند . در برخي موارد هم مهندسان شهر ساز با تلقي “شكل هندسي” بودن شهر بر اين آشفتگي مي افزايند.وي راه حل رفع اين جدايي را در افزايش توانايي و مهارت براي انسجام اين اجزاء نوظهور و گاه پراكنده در يك كل منسجم دانست. و گفت: انسجام فرايند سازمان دهنده نظم در فضا است.
     به عبارت ديگر انسجام درصدد است تا عناصري را كه پراكنده در شهرها است براي رسيدن به زيبايي به وحدت برساند. در اين بين علم كشف رابطه ها را بر عهده دارد و هنر نحوه ارائه آن را.او در باره منابع الهام دهنده زيبايي گفت: رويكرد هاي مختلفي در مورد منابع الهام وجود دارد . طبيعت يكي از اين منابع است؛ برخي معتقداند تعمق در آفرينش از طريق يگانگي با طبيعت، آگاهي از روند هاي آن و تقليد از اشكال مختلف اش مي توتند منشاء الهام باشد؛ در نهايت نيز اين قوانين همگرايي در طبيعت است كه ارزش زيبايي شناختي دارد.
    وي ادامه داد: برخي از متفكران اين حوزه شيوه تفكر انسان را منبع الهام دهنده نظم مي دانند. آنها معتقد اند انسان بايد شهر را به صورت يك كل واحد ببيند. بنابراين اولين واحد بنيادين شهرسازي "كل" مي شود و نه جزء ؛ به عبارت ديگر رشد اجزاء شهر با حفظ وحدت كل بدست مي آيد.
    برخي نيز زمان را منبع الهام مي دانند به اين معنا كه آنها بر گسترش مرحله به مرحله شهر و تاثير تاريخ در توسعه آينده اعتقاد دارند. اين دسته از افراد قواعد زيبايي شناسي را از شكل گذشته شهر ها به دست مي آورند.
    محصور بودن در فضا ، تداوم و استمرار ، ريتم دار بودن اجزاء در درون كل شهر ، توازن توده و فضا ، همپوشاني بصري از جمله اصولي است كه “الهام گيرندگان از زمان” از گذشته استخراج مي كنند.
    يكي ديگر از منابع نظم دهنده همخواني با “زمينه”ي كالبدي ، تاريخي ، اجتماعي و فرهنگي است كه ميزان و رابطه اجزاء شهر را در طول زمان بررسي مي كند. فرهنگ نيز از گذشته الهام دهنده بوده است. در اين روش تجربيات شخصي و تاثيرات حسي بر قضاوت زيبايي شناختي اثر مي گذارد.
    او معتقد است براي رسيدن به هنجار ها و ارزش هاي زيبايي شناختي در شكل شهر ، نياز به شناخت انواع انسجام و كاربرد هاي آن و استفاده از مدلي كامل و جامع داريم.
    
    ساماندهي سيماي شهري
    آن چه در قالب تصوير به چشم مي آيد شامل توده و فضاي بين ساختمان ها و نماي آن ها مي شود. شايد به جرأت بتوان گفت که هويت کالبدي يک شهر را سيماي آن ترسيم مي کند. اين سيماي شهري محصول زمان خاصي نيست بلکه تحولي زنده و تداوم يابنده در طول حيات شهر است.
    در کالبد و سيماي شهر خطرات جمعي شهروندان و حافظه تاريخي شهر مستتر شده اند و با گذر زمان روايتگر گذشته و هويت شهر به نسل هاي بعدي خواهند بود. با اين حال آنچه در بسياری از شهرهای امروز امروزی کشورمان مشهود است، فقدان سبک و قاعده اي خاص در زمينه پرداختن به مسائل مرتبط با سيماي شهري است؛ روندی که آشفتگي و نابساماني را در سيماي شهري سبب شده و از اين زاويه تأثير نامطلوبي را به صورت خودآگاه و ناخودآگاه بر حوزه هاي ادراک رواني شهروندان و نيز روان شناسي محيطي بر جاي گذاشته است.
    به نظر مي رسد زمينه هاي آشفتگي در سيماي شهرها را از محورهاي زير مي توان جستجو کرد:
    1- الزامات قانوني و مقررات مرتبط؛
    2- روش هاي نظارت و کنترل توسط نهادهاي مسئول شهري؛
    3- مديريت و اجراي طرح هاي بهسازي سيماي شهر؛
    4- فرايند تهيه طرح هاي مرتبط با سيماي شهر از زاويه مباني نظري و روش شناختي؛
    5- روش و بينش رايج طرح هاي جامع و تفصيلي شهرها در پرداختي به مقوله سيماي شهري؛
    6- الگوهاي ساخت وساز و اجرا و نوع مصالح؛
    7- الگوهاي طراحي و معماري ابنيه؛
    8- محدوديت هاي مالي و فني در اجرا؛
    
     با توجه به محورهاي گفته شده به نظر مي رسد در حال حاضر شهرداري ها به عنوان عامل اصلي کنترل و نظارت بر چگونگي شکل گيري سيماي شهري با مسائل متنوعي روبرو هستند.
    طيف گسترده اي از معضلات از آلودگي هاي بصري ناشي از الگوهاي رايج تبليغات در شهر گرفته تا طرح هاي بهسازي منظر شهري در مقياس شهر ها. مسايلي که هم در حوزه خرد و هم در مقياس کلان در شهر نمود يافته اند و بخش عمده اي از دغدغه هاي مديريت شهري را بخود اختصاص داده اند.
    امروزه مديران و متخصصان و شهروندان همگي بر اين موضوع که نماي سيماي شهر نيازمند بهسازي هستند اتفاق نظر دارند؛ اما مساله اصلي چگونگي برخورد با اين موضوع و ابزارها و روش هاي مورد توافق و کارآمد است.
    روش و بينشي که با درک واقعيت هاي اجتماعي ـ فرهنگي و شناخت مکانيزم هاي پيدا و پنهان شهر، اقداماتي مؤثر را در زمينه ارتقای کيفيت هاي فضايي ـ کالبدي سيماي شهرها سبب شود و زمينه ارتباط تأثيرگذار و دو سويه مردم ـ به عنوان صاحبان شهر ـ و شهر را فراهم آورد.
    به نظر مي رسد در شرايط حاضر، اگر بتوان درک صحيحي از وضع موجود و نقاط ضعف و قوت و فرصت ها و تهديد هاي آن به عمل آورد، مي توان چشم اندازي را به سوي تهيه و تدوين الگوها و ضوابط انعطاف پذير، در عين حال کارآمد و تأثيرگذار در زمينه بهسازي سيماي شهرها خلق کرد.
    انجام اين مهم بي ترديد تنها با بر هم نهي تمام توان تخصصي و تجربه هاي عملي و علمي صاحبنظران شهري و امکانات و تجربيات مديريتي و اجرايي مديران شهرداري ها امکان پذير است. همچنين برای اجرايي شدن فرايند ساماندهي سيماي شهري نيز مي بايست ضمن شناخت تمامي موانع اجرايي، قانوني، مالي و فني، شرايط تحقق و امکان پذيري اين گونه طرح ها را افزايش داد.
    تشکيل کارگروه هاي معماري و طراحي شهري (جهت تدوين ضوابط و اصول اجرايي سيماي مطلوب شهري)، رسميت يافتن دانش طراحي شهري در نظام برنامه ريزي و کنترل ساخت وساز شهر و تعريف جايگاه و اهميت سيماي شهري در ذهن مجريان و مديران شهر مي توانند راهکارهايي مؤثر در دستيابي به الگويي کارآمدتر در پرداختن به مسئله سيماي شهر باشند.
    
+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم بهمن 1386ساعت 14:14  توسط شهرساز  | 

 
شهر مقوله پیچیده‌ای است كه حل مشكلات آن همكاری و همفكری تمامی رشته‌ها و تخصص‌های مربوط بهآن را می‌طلبد.
نه می‌توان صرفاً مسایل فنی آن را مدنظر قرار داد و نه می‌توان فقط به مسایل زیباشناختی آن توجه كرد. هر رشته و تخصصی فقط می‌تواند گوشه‌ای از واقعیت موجود را آشكار كند و راه حل مورد نیاز را پیشنهاد دهد. عدم شناسایی، تمامی جوانب و ابعاد یك شهر و عدم هماهنگی میان پیشنهادهای بخشی تخصصی‌های مختلف، نه فقط جامعیت طرح را زیر سوال می‌برد، بلكه می‌تواند برای آینده شهر نیز فاجعه‌آمیز باشد.
دانش طرحی شهری نیز از جمله تخصص‌هایی است كه از دیدگاه خودبه شهر و مسایل آن می‌پردازد. این رشته بایستی به عنوان یك تخصص مكمل فعالیت‌های دیگر برنامه‌ریزی شود و توسط بخش‌های تخصصی دیگر تكمیل گردد.
لذا دانش طراحی شهری امروز، فعالیت تخصصی خود را در فرآیندی فرارشته‌ای تعقیب و تثبیت می‌كند.
داعیه نقش هماهنگ كننده و رهبر اركستر برای طراحی شهری به همان اندازه انحرافی است كه كتمان و انكار نقش موثری كه این رشته در ارتقا كیفیت محیط شهری دارد. نه وجود طرح‌هایی بنام «طراحی شهر» شاهدی برای داعیه اول است و نه نبرد فصلی مستقل در طرح‌های جامع امروزی اروپا و آمریكا دلیل بربی‌اهمیت بودن مسایل كیفی است.
یكی از مهم‌ترین پرسش‌ها در بررسی‌های تحقیقی این است كه مباحث كیفی و دانش طراحی شهری چگونه خود را در طرح‌های شهری متبلور كرده‌اند؟ آیا همیشه به عنوان بخش مستقلی مطرح شده‌اند یا خیر؟
در بررسی محتوای طرح‌های در دسترس، دو گروه مشاهده می‌شوند؟
1- گروهی كه فصل مجزایی به نام طراحی شهری را در كنار بقیه بخش‌ها دارند (مونیخ و سانفرانسیسكو)
2- گروهی كه دارای فصل مستقلی به نام طراحی شهری نبودند، بلكه مباحث كیفی مطروحه در طراحی شهری را علاوه بربخش اهداف و چشم‌انداز، در لا‌به‌لای بخش‌های دیگر مطرح كرده‌اند. مانند سیاتل، بریستول، گلاسكو و...
گروه اول بیشتر شامل طرح‌هایی می‌شود كه در سال‌های 70و 80 میلادی تهیه شده‌اند، در صورتی كه غالب طرح‌های گروه دوم به سال‌های 90 و بعد از آن تعلق می‌گیرد. در واقع به نظر می‌رسد كه یك سیر تكوینی در برنامه‌ریزی شهری اروپا و آمریكا به وقوع پیوسته است.
طرح‌های شهری تا دهه 60 میلادی، با دیدگاهی عملكرد گرایانه و راسیونالیستی تهیه می‌شدند. نتایج بررسی این طرح‌ها نشان می‌دهد كه هر چند توجه به عملكرد امری لازم است ولی به دلیل بی‌توجهی به تاثیرات غیرمستقیم و عاطفی این تصمیمات برشهروندان ناكافی است.
تفكر حاكم بركارشناسان و برنامه‌ریزان تهیه‌كننده طرح برنامه اروپا و آمریكا نیز دیدگاهی عملكرد گرایانه، مدرنیستی و پوزیتیویستی بود، لذا چنین تفكری عملاً نمی‌توانست مسایل كیفی شهر را راساً مورد بررسی قرار دهد.
نارضایتی عمومی و انتقاد شدید افرادی مانند «جاكوبس» (Jacobs) در آمریكا، «میچرلیچ» (Mitscherlich) در آلمان بیانگر این امر است. آنها عنوان می‌كردند كه این طرح، بایستی مباحث كیفی محیط را پیگیری نماید و متولی حل معضلات كیفی شهر شود. (یعنی كاربرد دانش طراحی شهری در تهیه طرح‌ها) به همین دلیل در دهه 70و 80 با گروهی از طرح‌ها روبه‌رو هستیم كه به مباحث طراحی شهری به عنوان طرح‌های جبرانی پرداخته‌اند و در طرح‌های توسعه شهری خود به مطالعات كیفی محیط تاكید ورزیده‌اند.
در طرح‌های این دوره، مبحث طراحی شهری یا به صورت مستقل در كنار سایر بخش‌ها با عنوان «بخش طراحی شهری»
(Urban Design Element) مطرح می‌شد و یا در مواردی كه طرح جامع یا ساختاری شهری به تازگی تهیه و تصویب شده بود، به عنوان طرح جبرانی مورد مطالعه قرار گرفت و مكمل طرح‌های مصوب به كار گرفته می‌شد. (طرح‌های جامع سانفرانسیسكو، لندن و ...).
همزمان با این طرح‌ها، طرح‌هایی نیز مطالعه و تهیه شدند كه به منظور ارتقا كیفی فضاهای شهری و ساماندهی بافت‌ها تعریف و تهیه شدند. تعدادی از این طرح‌ها به «پروژه های طراحی شهری» و یا «طراحی فضاهای شهری» معروف شدند. كه تهیه‌این طرح‌ها برای جبران كیفیت‌های از دست رفته است و در ایران تهیه این قبیل طرح‌ها چند سالی است كه رواج یافته و باعث این سوءتفاهم شده است كه وظیفه دانش طراحی شهری صرفاً تهیه اینگونه طرح‌هاست.
ویژگی این طرح‌ها عبارتند از:
1- در سطحی محدودتر از كل شهر مورد مطالعه قرار می‌گیرند و تهیه می‌شوند.
2- پروژه‌هایی جبرانی برای موضعی خاص هستند.
3- میزان پیچیدگی و جامعیت این طرح‌ها بسیار كمتر از طرح‌های توسعه شهری است و با چشم اندازی كوتاه تا میان مدت تهیه می‌شوند.
این پروژه‌ها ماهیتاً با نقش دانش طراحی شهری در نظام برنامه‌ریزی توسعه شهرها تفاوت دارند، ولی از اواخر دهه 80 با گروه دیگری از طرح‌ها مواجه هستیم كه عنصر طراحی شهری به عنوان فصلی مستقل در آن دیده نمی‌شود. این موضوع به معنای تنزل اهمیت دانش طراحی شهری، یا حذف طراحی شهری نیست. بلكه بالعكس مباحث كیفی و موضوعاتی كه توسط طراحی شهری مطرح می‌‌شود. خود را چنان بسط داده و باعث تغییر ذهنیت كارشناسان فنی و برنامه‌ریزان امروز اروپایی و آمریكایی شده است كه این مباحث را هر كارشناسی در بخش تخصصی خود مدنظر قرار می‌دهد.
امروزه نه فقط طراحان و برنامه‌ریزان بلكه حقوقدانان، مهندسان، متخصصان اقتصادی و اجتماعی و مدیران شهری اروپا و آمریكا نیز به تاثیر نقش تصمیمات خود بركیفیت محیط شهری‌شان پی‌برده‌اند.
سه موضوع در این چند دهه باعث این تغییر رویكرد شده است:
1- تجربیاتی كه از مطالعه محتوای فصل‌های مستقل طراحی شهری و مباحث مطروحه این رشته در طرح‌های توسعه، ساختاری و جامع به دست آمده است.
2- تجربیاتی كه از همكاری برنامه‌ریزان، مهندسان ترافیك و سایر رشته‌ها در پروژه‌های ساماندهی بافت‌های قدیم، میانی، پروژه‌های طراحی شهری و مطالعات یا پروژه‌های طراحی فضاهای شهری كسب كرده‌اند.
3- تجربیاتی كه از تحقیقات، مطالعات و طرح‌های جامع بخشی (یا موضوعی) مانند (ترافیك، كاربری اراضی، محیط‌زیست و غیره) به دست آمده است.
در برخورد با «طراحی شهری» گروهی معتقدند كه این طرح‌ها فعالیتی فرا رشته‌ای هستند و صرفاً نقش پردازش مسایل كیفی شهری را به عهده ندارند و براین اساس لازم است كه در تهیه این طرح‌ها عمدتاً به نقش و ارزش فرارشته‌ای آنها توجه نشان داده شود.
به هر حال، این نیز نوعی دیدگاه در مورد طراحی شهری است، اما در تبیین صحت و سقم آن باید دیدگاه‌های دیگر را نیز شناخت و از برآیند آنها به نتیجه لازم دست یافت.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 20:53  توسط شهرساز  | 


بر خلاف تصور رایج که ایران را سرزمین بیابانی توصیف می‌کند، حدود 55 درصد سطح کشور را کوه فرا گرفته است. 45 درصد مساحت آن نیز زیر پوشش جلگه‌ها، دشت‌های پهناور، دریاچه‌ها، تالاب‌ها و نمکزارهای متعدد است. کوه‌های ایران به چهار رشته کوه شمالی، غربی، مرکزی و شرقی تقسیم می‌شود.
ارتفاعات شمالی
رشته شمالی یا البرز با 950 کیلومتر طول و 500/51 کیلومتر مربع مساحت، حدود 3 درصد از مساحت کشور را در بر می‌گیرد. رشته کوه البرز از استان اردبیل شروع شده و رو به شرق از جنوب دریای خزر می‌گذرد و در شمال خراسان به کوه‌های شرقی ایران می‌پیوندد (جعفری، 1379 ب، ص15).
بر اساس نوع دیگر تقسیم‌بندی گه‌های شمالی به کوه‌های آذربایجان و کوه‌های البرز و کوه های خراسان تقسیم شده‌اند. در آذربایجان کوه‌های قوسی شکل ارسباران به موازات رود ارس کشیده شده است. در شمال شرقی تبریز، سبلان (4811متر) و در جنوب آن سهند (3710 متر) قرار گرفته‌اند. بر اساس همین تقسیم بندی، کوه‌های البرز از ارتفاعات طالقان شروع شده به رود هراز ختم می‌شود و کوه‌های خراسان یان دره گرگان و تجن امتداد یافته است (افشار، 1372، ص 35).
مهمترین قله‌های رشته کوه شمالی ایران را دماوند (5671 متر)، علم کوه (4850متر) و سبلان (4811متر) تشکیل می‌دهند. دماوند مرتفع ترین قله ایران و در استان مازندران، بخش لاریجان واقع است. این مخروط عظیم آتشفشانی در امتداد جناح غربی دره رودخانه هراز قرار دارد و از سمت غرب،  محدود به رودخانه دلیچای و بخشی از دشت مرتفع لار، از شمال به سلسله کوه‌های نمارستاق و از جنوب نیز به دره رودخانه و سرچشمه‌های هراز منتهی می‌شود. دماوند به دلیل شکل جغرافیایی مدور خود از ساختارهای ویژه‌ای در تشکیل یال‌های منتهی به نقطه مرتفع خود برخوردار است. این کوه دارای یخچال‌های بزرگی است که از مهمترین آنها باید به سیوله و دوبی سل و عروسک‌ها در شمال، یخار در شرق و یخچال‌های غربی آن اشاره کرد.
قله مرتفع علم کوه در استان مازندران واقع شده است. منطقه پیرامون آن با حدود 160 قله بالای دو هزار متر و یخچال‌ها، برفچال‌ها و دیواره‌هایش از مشهورترین ارتفاعات ایران و آشنا برای کوهنوردان خارجی است. علم‌کوه در ضلع شمالی و مایل به شمال غربی دارای دیواره‌ای 450 متری از کف یخچال علم چال و از جنوب شرقی به یخچال‌های خراسان و مرجیکش محدود می‌شود. کوه سبلان نیز از کوه‌های مرتفع در رشته کوه‌های شمالی کشور است که در شمال غرب استان اردبیل واقع شده و شهرت جهانی دارد. وجود دریاچه‌ای زیبا بر فراز قله و چندین یخچال بزرگ و کوچک و چشمه‌های آب گرم سرعین، مویل، قطورسو، شابیل از جمله دیدنی‌های این کوه است (مقیم، 1380 ب، ص65، 149و 168).
ارتفاعات غربی
رشته زاگرس که عظیم‌ترین و طولانی‌ترین رشته کوه ایران است، از آذربایجان غربی آغاز می‌شود و پس از عبود از کردستان، همدان، کرمانشاه، ایلام، لرستان، خوزستان، چهارمحال و بختیاری، کهکیلویه و بویر احمد، بوشهر، فارس و هرمزگان تا شمال تنگه هرمز ادامه می‌یابد و در ان جا به رشته کوه‌های زاگرس با طول حدود 1400 کیلومتر و عرض بین صد تا سیصد کیلومتر و عرض بین صد تا سیصد کیلومتر، مساحتی معادل 000/323 کیلومتر مربع یا 20 درصد از مساحت کشور را زیر پوشش قرار داده است. بلندترین قله سلسله جبال زاگرس با ارتفاع 4409، «دنیار» یا «دنا» نام دارد. از دیگر کوه‌های بلند زاگرس می‌توان به برده‌رش (3608متر)، شاهور (3309متر)، پرو (3357متر)، الوند (3480متر)، اشترانکوه (4050متر)، زردکوه (4225متر) و کوه فارغان (3267 متر) اشاره کرد (جعفری، 1379 ب، ص14 و 15).
کوه‌های زاگرس، بسیار جوان و آخرین کوه‌هایی هستند که در ایران شکل گرفته‌اند. اکنون به دلیل تداوم فشار سپر عربستان، هنوز حالت پایداری در آنها به وجود نیامده و بر ارتفاع این کوه‌ها افزوده می‌شود (فرهنگ دره شوری، 1377، ص12).
ارتفاعات مرکزی
این ارتفاعات در امتداد قطر بزرگ ایران یعنی شمال غربی به سوی جنوب شرقی کشیده شده و آذربایجان شرقی را به کوه‌های سیستان و بلوچستان متصل می‌کند. طول ارتفاعات مرکزی 1460 کیلومتر و عرض آن به طور متوسط هشتاد کیلومتر است که 143000 کیلومتر مربع یا 5/8 درصد مساحت کشور را در بر می‌گیرد. کوه هزار (4465متر) مرتفع ترین کوه این رشته، و لاله‌زار (4351متر)، جوپار (4135متر)، پلوار (4233 متر) و شیرکوه(4000متر) از دیگر کوه‌های بلند این رشته هستند.
ارتفاعات شرقی
این کوه‌ها، ارتفعات ناپیوسته‌ای هستند که از شمال خراسان آغاز شده و رو به جنوب تا استان سیستان و بلوچستان ادامه می‌یابند. کوه‌های بزمان (3503متر)، باقران (2595متر)، آهنگران (2831متر)، چهل تن (3013متر)، بینالود (3211متر) و هزار مسجد (3040متر) از مهم‌ترین کوه‌های ارتفاعات شرقی به شمار می‌روند. قله منفرد و آتشفشانی تفتان (4110متر) بلندترین کوه این رشته است. ویژگی این قله که در بخش خاش استان سیستان و بلوچستان واقع شده وجود دود سفید رنگی است که همواره از فراز آن مشاهده می‌شود. این کوه آتشفشان نیمه فعال است.
علاوه بر رشته کوه‌های چهارگانه فوق، کوه‌های دیگری نیز به وصورت پراکنده در گوشه و کنار کشور وجود دارد که عمده‌ترین آنها رشته کوه‌های نسبتاً مرتفعی هستند که دشت کویر را از کویر لوت جدا می‌کنند. کوه نایبند با ارتفاع 3009 متر بلندترین قله این کوه به حساب می‌آید (جعفری، 1379 ب، ص16). بر اساس نوشته احمد معرفت (1352، ص344) در مجموعه کوه‌های ایران 391 قله بالای 2000 متر وجود دارد. بنابراین، گر چه اقلیم کشور از سیمای خشک و نیمه خشک برخوردار است اما این تعداد تصور بیابان‌های هموار و مسطح را از اذهان می‌زداید.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 20:51  توسط شهرساز  | 


استفاده از واژه جزیره در ایران تداعی کننده بخش‌های جنوبی کشور است در حالی که دریاچه اورمیه دارای 102 جزیره کوچک و بزرگ است که این جزایر به دلیل کنترل و حفاظت مداوم از حدود 30 سال پیش ارزش‌های طبیعی خود را تا حد زیادی حفظ کرده‌اند و زیستگاه مناسب انواع جانوران را تشکیل داده اند. مهم‌ترین جزایر دریاچه اورمیه عبارت‌اند از: کبودان (قیون داغی)، اسپیر، اشک، اسلامی (شاهی)، آرزو، آذر، ناهید، مهر، تخت و بردین. دریاچه طشک و بختگان نیز جزایر متعددی دارند، که مهم‌ترین آن جزیره نرگس در دریاچه طشک است.
خلیج فارس جزیره‌های بسیاری از نوع مسکونی و غیر مسکونی دارد که از نظر زیست محیطی دارای اهمیت ویژه‌ای هستند زیرا یک اکوسیستم جزیره‌ای در اثر جدا افتادن از سایر مناطق خشکی در طول سالیان متمادی به تکامل رسیده است.
بونه، قبر، ناخدا و دارا
این جزایر سه گانه در دهانه خورموسی از انباشت رسوبات تشکیل شده و فاقد سکنه دائمی هستند این جزایر محل تخمگذاری پرستوهای دریایی بوده و پهنه جزر و مد وسیعی دارند.
خارکو 
در شمال غربی بوشهر و جنوب شرقی گناوه قرار دارد که بزرگ‌ترین توده مرجانی ایران در اطراف آن است. زیستگاه مناسب برای آهو و تحت مدیریت سازمان حفاظت محیط زیست قرار دارد.
خارک
در جنوب جزیره خارکو بزرگترین پایانه نفتی ایران به عنوان پایانه صادراتی نقت و مواد نفتی بر روی جزیره خارک بنا شده است. این جزیره کاملا صنعتی است اما در اطراف آن توده آبسنگ‌های مرجانی وجود دارد و جمعیت آهو در آن قابل ملاحظه است.
عباسک
این جزیره به عنوان یک پهنه گلی داخل خلیج بوشهر واقع شده و به علت بافت زمین و جنس خاکش لم یزرع است.
فارسی
این جزیره در شمال جزیره عربی و جنوب بوشهر با فاصله زیاد از ساحل قرار گرفته است.
جبرین، نخیلووام‌الکرم
این جزایر در جنوب شهر بُردِخون و شرق بندر دیر در نزدیکی ساحل قرار دارند. این جزایر در واقع پهنه گلی وسیعی هستند که توسط آب کم عمقی از سواحل جدا شده‌اند.
لاوان
 جزیره نسبتاً بزرگی است که در جنوب بندر مقام در فاصله‌ای نه چندان دور از ساحل قرار دارد به طوری که به راحتی از ساحل قابل رؤیت است. این جزیره مسکونی دارای چند روستا است و بلندترین نقطه آن 70 متر ارتفاع دارد.
جزیره شیدور
جزیره شیدور یا شتور در شرق لاوان غیر مسکونی و تحت حفاظت ساطمان محیط زیست است.
جزیره هندورابی
این جزیره مسکونی با چندین روستا و اسکله کوچک در جنوب شرقی لاوان و غرب کیش قرار گرفته است. بلندترین نقطه آن حدود 30 متر ارتفاع دارد و اطراف آن توده‌های مرجانی مشاهده می‌شود.
کیش
جزیره‌ای توریستی و منطقه آزاد تجاری با پیشینه تاریخی طولانی، در جنوب بندر چارک است که تراکم فعالیت‌های صنعتی و تجاری بر روی آن تقریباً بیش از جزایر دیگر است. در این جزیره سال‌ها قبل تعدادی آهو رها سازی شده که اکنون جمعیت قابل ملاحظه‌ای پیدا کرده‌اند.
فارور (فرور بزرگ)
فارور يك جزيره غير مسكوني و در اختيار سازمان محيط زيست است. اين گنبد نمكي بزرگ در جنوب شرقي كيش و در جنوب بتدر لنگه قرار دارد. مرفتع ترين نقطه آن 150 متر ارتفاع دارد و از سواحل صخره‌اي برخورددار است. اين جزيره به علت داشتن مارهاي زياد به مارور نيز شهرت دارد. در جنوب آن جزيره فارور كوچك (بني فارور) قرار داد.
سيري
جزيره‌اي مسكوني در جنوب جزيره فارور شرق جزيره ابوموسي با تأسيسات نظامي و فروداه و انبارهاي نفتي با دو حلقه چاه بزرگ آب شيرين است.
ابوموسي
در اطراف اين جزيره مرجاني وجود دارد و بلندترين نقطه ا” 34 متر است و تأسيسات و پادگان ةاي نظامي در آن واقع شده.
تنب بزرگ
اين جزيره در شمال جزيره ابوموس جنوب شرقي بندر لنگه و جنوب قشم واقع است سكنه بومي ايراني دارد و توده‌هاي مرجاني اطراف آن ديده مي‌شود. مارهاي سمي و كوچك در اين جزيره به وفور وجود دادر.
تنب كوچك
در شرق جزيره نتب بزرگ قرار دارد غير مسكوني و بسيار كوچك است در اطراف اين جزيره نيز توده هاي مرجاني ديده مي‌شود
قشم
وسع ترين و در عين حال زيباترين پهنه خشكي ميان آب كشور است . اين جزيره داخل تنگه هرمز قرار گرفته و تنگه خوران را در شمال خود به وجو آورده است. اين جزيره نيز مانند كيش توريستي و منطقه آزاد تجاري است. جزيره قشم از چندين بندر تجاري و اسكله هاي متعددي برخوردار است كه بر اهميت تجاري آن افزوده است.
هنگام
در جنوب جزيره قشم و در فاصله اندگي از آن جزيره هنگام واقع شده است. چند روستا و شهر در آن وجود دارد. اين جزيره كاملا بر تنگه هرمز تسلط دارد
لارك
اين جزيره در داخل تنگه هرمز و جنور قشم با دو روستا و سكنه بومي واقع شده است و در اطراف‌ آن آبسنگ‌هاي مرجاني ديده مي‌شود.
هرمز
شرقي‌ترين جزيره ايران در شمال شرقي قشم و در جنوب بندر عباس واقع شده است. داراي جمعيت مسكوني قابل توجهي است. اين جزيره يك گنبد نمحكي با ارتفاع حداكثر 18 متر است كه به طور عمده سواحل صخره‌اي دارد. گذشته از اين جزاير كوچك و بزرگ بسياري از پيکره نجد ايران در خليج فارس قرار گرفته‌اند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 20:50  توسط شهرساز  | 


بخش وسیعی از کشور شامل بیابان‌ها می‌شود. این مناطق که در برخی منابع از آنها با عنوان چاله‌های داخلی یاد شده به دو بخش وسیع کویر لوت و دشت کویر تقسیم می‌شوند. این کویرها برخلاف تصور عمومی عادی از حیات نبوده و بر عکس واجد ویژگی‌های منحصر به فردی هستند که از آن میان می‌توان به حیات وحش و پوشش گیاهی خاص آن اشاره کرد، اما این واقعیتی است که عناصر متفاوت حیات در مناطق بیابانی با محدودیت‌های چشم‌گیری مواجه‌اند. دشت‌های جلگه‌ای کشور نیز در سواحل شمالی و جنوبی قرار گرفته‌اند.
بیابان لوت
این چاله داخلی تا مدتی پیش به عنوان کم ارتفاع‌ترین نقطه ایران شناخته می‌شد اما اکنون مشخص شده کم ارتفاع‌ترین نقطه کشور به سواحل دریای خزر تعلق دارد که حدود 28 متر از سطح آب‌های آزاد پایین‌تر است. بیابان لوت با وسعت 80000 کیلومتر مربع در جنوب شرقی کشور واقع شده. چون شیب زمین از اطراف به سوی مرکز لوت است، لوت به شکل چاله‌ای نامتقارن درآمده است. این عرصه به لحاظ آب و پوشش گیاهی و البته جانوران، فقیر است و فقط یک رود دائمی (رود شور بیرجند) در آن جریان دارد که تقریباً در تمام طول سال دارای آب است. بقیه رودهای این ناحیه فصلی و موقت هستند. این بیابان به لحاظ شکل ناهمواری‌ها و پراکندگی عوارض جغرافیایی به قسمت‌های لوت شمالی، جنوبی و مرکزی تقیسم می شود. لوت مرکزی وسیع ترین و پست‌ترین قسمت بیابان لوت است(افشار، 1372، ص41).
برخی پژوهشگران حوزه علوم جغرافیا معتقدند که منطقه‌ای در بیابان لوت به نام کویر شهداد (کلوت)، قطب حرارتی و به عبارتی گرم‌ترین نقطه در سراسر کره زمین است که ناباورانه دمای شب‌های آن در تابستان به زیر 15 درجه نیز می‌رسد.
دشت کویر
دشت کویر یا کویر نمک، بستر پر شده چاله‌ای زمین شناسی است که در جنوب رشته کوه البرز بین خراسان، سیستان، قم، کاشان و یزد قرار گرفته است. در ازای آن از شرق به غرب 600 کیلومتر و پهنای آن از شمال به جنوب100 تا 300 کیلومتر است.
جلگه ساحلی دریا خزر
حاشیه باریک جنوبی دریای خزر که امتداد آن تا دامنه‌های شمالی البرز می‌رسد، جلگه‌ای با در ازای 500 کیلومتر و پهنای 20 کیلومتر را از آستارا تا رود گرگان تشکیل می‌دهد که کم ارتفاع‌ترین منطقه ایران و از مهمترین دشت‌های زیر کشت است.
جلگه ساحلی خلیج فارس و دریای عمان
طول این جلگه به طور تقریبی به 1480 کیلومتر می‌رسد و همان گونه که از نامش پیداست در مجاورت دریای عمان و خلیج فارس قراردارد. رود میناب این منطقه را به دو قسمت جلگه‌ساحلی خلیج فارس (از مصب اروندرود تا رود میناب) و جلگه ساحلی عمان (از میناب تا مرز پاکستان) تقسیم می‌کند (افشار، 1372، ص41).
در بعضی منابع و کتاب‌های مربوط به جغرافیای ایران جلگه جنوبی کشور به دو بخش خوزستان و خلیج فارس و دریای عمان نیز تقسیم شده‌اند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 20:49  توسط شهرساز  | 


اگر درجه حرارت آب چشمه‌ای حداقل حدود 5 یا 6 درجه سانتی‌گراد از درجه حرارت متوسط هوای محیط منطقه‌ای بیش تر باشد آن را چشمه‌ آب گرم می‌گویند. ازدیاد درجه حرارت آب به نوع و ساختمان زمین شناسی مناطقی بستگی دارد که آب از آن عبور می‌کند. در پیش‌تر مناطق آتشفشانی جدید ایران، چشمه‌های آب گرم وجود دارد. آب تمام این چشمه‌ها تقریباً منشاء سطحی دارند. آب‌های سطحی با نفوذ خود از خلال شکستگی‌ها به تدریج گرم‌تر شده و در افق‌های تحتانی‌، هنگامی که به سطح زمین می‌رسند به صورت چشمه های آب گرم نمایان می‌شوند (درویش زاده، 1370، ص772)
معروفترین چشمه‌های آب گرم ایران بر حسب موقعیت جغرافیایی به صورت زیر تقسیم بندی می‌شود:
دامنه سبلان- اردبیل
در دامنه کوه‌های آتشفشانی سبلان و در اطراف اردبیل تعدادی چشمه‌های معدنی دیده می شوند که شهرت به سزایی دارند. گر چه شمار آنها به 26 چشمه می‌رسد اما ارزش و اهمیت آنها یکسان نیست. مهم ترین این چشمه‌های عبارت‌اند از:چشمه‌های معدنی سرعین، بیله‌دره، سردابه، هفت بلوک، آتشگاه، جنوب نیسر و قتورسو.
چشمه‌های آب گرم خلخال
در 22 کیلومتری شمال غرب هروآباد، در دامنه دره‌ای واقع شده که به وسیله گسل، لایه‌های آهکی رسوبی (قسمت نشیب) از سنگ‌های آندزیتی (قسمت فراز) جدا می‌شود چشمه‌های آب گرم در انواع بی‌کربناته و گازدار هستند. در دهکده گرمخانه و در دهکده کوهستانی خوش نامه (از توابع خلخال) نیز با آب تقریباً شور و بوی نامطبوع هیدوژن سولفوره چشمه‌هایی وجود دارد.
چشمه‌های معدنی بستان‌آباد
این چشمه‌های در ده اسکندری در 60 کیلومتری جنوب شرق تبریز قرار دارند. مظهر اصلی آب گرم بستان آباد در داخل دره‌ای قرار دارد که از نوع گسلی است. آب آن کمی شورمزه است.
چشمه زندان سلیمان
این چشمه در شمال غرب شهرستان غروه استان کردستان قرار دارد و در واقع دارای دو مظهر در جنوب زندان سلیمان است. آب آن از نوع بی کربناته و سولفات کلسیم‌دار، گرم و گوگردی است.
چشمه‌های آسک
در شهر آب آسک و در دو طرف بستر رودخانه هراز که از این محل عبور می‌کند، تعدادی چشمه از سنگ‌های آهکی دوره ژوراسیک در این ناحیه بیرون می‌آید، این چشمه از نوع بی‌کربنات کلسیم، با مقداری اسید و حاوی سولفید هیدروژن است. مطالعات جدید نشان داده که آب چشمه‌های آسک بیش‌تر از آب‌هایی تأمین می‌شود که در گذشته پشت سد طبیعی لار (مسدود شدن رودخانه لار در بالای پلور بر اثر جریان گدازه بازالتی) یا امروزه در پشت سد مصنوعی جمع می شود.
چشمه معدنی گنو
در 33 کیلومتری شمال بندر عباس و در مسیر سیرجان، چشمه آب گرم مهمی وجود دارد که کلروسولفات کلسیم دار است و در آن گوگرد نیز وجود دارد. آب آن خیلی گرم است و علت آن شاید به درجه زمین گرمایی محلی مربوط باشد. در آب گرم این چشمه‌ نوعی ماهی زیست می کند که خاص ایران است
چشمه‌های معدنی محلات
در اطلاف محلات و در 30 کیلومتری غرب دلیجان رسوبات تراورتن فراوانی بر جای مانده که نشان دهنده فعالیت‌های قدیمی زمین در این ناحیه است. این چشمه‌های را به فعالیت‌های آتشفشانی بخش شمالی منطقه مرتبط می‌دانند که آب آنها پس از نفوذ به داخل کشستگی‌ها و انحلال مواد آهکی، دوباره به سطح زمین می‌رسد.
چشمه‌های گوگردی رامسر
در رامسر، چشمه‌های آب گرم گوگردی متعددی وجود دارد که در برخی منابع تعداد آنها را بیش از 50 چشمه در فاصله بین رامسر و سادات محله ذکر کرده‌اند. در جنوب رامسر، چشمه زیر پل از بقیه معروف‌تر است و آب ا از چند نقطه و کف حوضچه خارج می‌شود. در مشرق رامسر چشمه گوگردی آب سیاه وجود دارد که دمای آن کم‌تر از بقیه چشمه‌ها است. هم چنین در شرق هتل بزرگ رامسر 9 چشمه آب معدنی گوگردی و رادیوم‌دار در امتداد خط تقریباً مستقیمی که موازی با شکستگی بزرگ شمال غرب –جنوب شرق البرز دیده
 می‌شود (درویش زاده، 1370، 775)

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 20:48  توسط شهرساز  |